برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٤ - تحريم غنا
اين تعبير ممكن است اشاره به آن باشد كه آنها تصور نكنند، در اين جهان از قبضه قدرت خداوند خارجند، خود او مىخواهد آنها را براى آزمايش و اتمام حجت و مقاصدى ديگر آزاد بگذارد.
(آيه ٢٥)- ده وصف از اوصاف پروردگار: در اين آيه و پنج آيه بعد از آن مجموعهاى از صفات خداوند بيان شده است كه در حقيقت ده صفت عمده يا ده اسم از اسماء الحسنى را بيان مىكند:
غنى، حميد، عزيز، حكيم، سميع، بصير، خبير، حق، على و كبير.
اين از يك نظر، و از سوى ديگر در اين آيه از «خالقيت» خداوند سخن مىگويد و در آيه دوم از «مالكيت مطلقه» در آيه سوم از «علم بىانتهايش» بحث مىكند و در آيه چهارم و پنجم از «قدرت نامتناهيش».
و در آخرين آيه نتيجه مىگيرد كسى كه داراى اين صفات است «حق» است و غير از او همه باطل و هيچ و پوچند.
نخست مىفرمايد: «و هرگاه از آنان سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است مسلما مىگويند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ).
اين تعبير از يك سو دليل بر اين است كه مشركان هرگز منكر توحيد خالق نبودند، و از سوى ديگر دليل بر فطرى بودن توحيد و تجلى اين نور الهى در سرشت همه انسانهاست.
سپس مىگويد: حال كه آنها به توحيد خالق معترفند؛ «بگو: الحمد للّه (كه خود شما معترفيد) ولى بيشتر آنان نمىدانند» كه عبادت بايد منحصر به خالق جهان باشد (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
(آيه ٢٦)- سپس به مسأله «مالكيت» حق مىپردازد چرا كه بعد از ثبوت خالقيت نياز به دليل ديگرى بر مالكيت او نيست، مىفرمايد: «آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست» (لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
بديهى است آن كس كه «خالق» و «مالك» است مدبر امور جهان نيز مىباشد.