برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - تفاوت «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» و «عِلْمُ الْكِتابِ»
و به مخاصمه برخاستند» مؤمنان از يك سو و منكران لجوج از سوى ديگر (فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ).
(آيه ٤٦)- صالح براى بيدار ساختن آنها به انذارشان پرداخت و از عذابهاى دردناك الهى آنها را بر حذر داشت، اما آنها نه تنها پند نگرفتند و بيدار نشدند، بلكه همين مطلب را مستمسكى براى لجاجت خويش ساخته و با اصرار از او خواستند كه اگر راست مىگويى چرا مجازات الهى دامان ما را فرو نمىگيرد- اين مطلب در آيه ٧٧ سوره اعراف صريحا آمده است.
ولى صالح به آنها «گفت: اى قوم من! چرا پيش از تلاش و كوشش براى جلب نيكيها، براى عذاب و بديها عجله داريد»؟ (قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ).
چرا تمام فكر خود را روى فرا رسيدن عذاب الهى متمركز مىكنيد، اگر عذاب الهى شما را فرو گيرد، به حياتتان خاتمه مىدهد و مجالى براى ايمان باقى نخواهد ماند، بياييد صدق گفتار مرا در بركات و رحمت الهى كه در سايه ايمان به شما نويد مىدهد بيازماييد «چرا از پيشگاه خدا تقاضاى آمرزش گناهان خويش نمىكنيد تا مشمول رحمت او واقع شويد» (لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).
(آيه ٤٧)- به هر حال اين قوم سر كش به جاى اين كه اندرز دلسوزانه اين پيامبر بزرگ را به گوش جان بشنوند و به كار بندند با يك سلسله سخنان واهى و نتيجهگيريهاى بىپايه به مبارزه با او برخاستند، از جمله اين كه «گفتند: ما هم خودت و هم كسانى را كه با تو هستند به فال بد گرفتهايم» (قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ).
گويا آن سال خشكسالى و كمبود محصول و مواد غذايى بود، آنها گفتند: اين گرفتاريها و مشكلات ما همه از قدوم ناميمون تو و ياران توست.
اما او در پاسخ «گفت: فال بد (و بخت و طالع شما) در نزد خداست» (قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ).