برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - فلسفه حجاب
يَكَدْ يَراها).
آرى! نور حقيقتى در زندگى انسانها فقط نور ايمان است و بدون آن فضاى حيات تيره و تار و ظلمانى خواهد بود، اما اين نور ايمان تنها از سوى خداست «و كسى كه خدا نورى برايش قرار نداده نورى براى او نيست» (وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ).
(آيه ٤١)- همه تسبيح گوى او هستند: در آيات گذشته سخن از نور خدا، نور هدايت و ايمان و ظلمات متراكم كفر و ضلالت بود، و در اينجا از دلائل توحيد كه نشانههاى انوار الهى و اسباب هدايت است، سخن مىگويد:
نخست روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مىفرمايد: «آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مىكنند»؟! (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
«و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گستردهاند» مشغول تسبيح او هستند؟! (وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ).
«هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مىداند» (كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ).
ممكن است منظور از «صلاة» (نماز) در اينجا به معنى دعا باشد.
«و خداوند از تمام اعمالى كه آنها انجام مىدهند با خبر است» (وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ).
(آيه ٤٢)- و از آنجا كه اين تسبيح عمومى موجودات دليلى بر خالقيت پروردگار است و خالقيت او دليل بر مالكيت او نسبت به مجموعه جهان هستى است، و نيز دليل بر آن است كه همه موجودات به سوى او باز مىگردند، اضافه مىكند: «و براى خداست مالكيت آسمانها و زمين، و بازگشت تمامى موجودات به سوى اوست» (وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ).
منظور از «تسبيح» و «حمد» همان چيزى است كه ما آن را «زبان حال» مىناميم، يعنى مجموعه نظام جهان هستى و اسرار شگفتانگيزى كه در هر يك از موجودات اين عالم نهفته است، با زبان بىزبانى، با صراحت و بطور آشكار از