برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٤ - فضيلت تلاوت سوره
يعنى فقط تغذيه و رشد و نمو دارد، ولى از حس و حركت كه نشانه «حيات حيوانى» است و همچنين قوه ادراكات كه نشانه «حيات انسانى» است در آن خبرى نيست.
اما تكامل نطفه در رحم به مرحلهاى مىرسد كه شروع به حركت مىكند و تدريجا قواى ديگر انسانى در آن زنده مىشود، و اين همان مرحلهاى است كه قرآن از آن تعبير به نفخ روح مىكند.
اضافه «روح» به «خدا» به اصطلاح «اضافه تشريفى» است، يعنى يك روح گرانقدر و پر شرافت كه سزاوار است روح خدا ناميده شود در انسان دميده شد.
(آيه ١٠)- ندامت و تقاضاى بازگشت! قرآن در اينجا بحث گويائى را در باره «معاد» آغاز مىكند، سپس حال «مجرمان» را در جهان ديگر بازگو مىكند، و مجموعا تكميلى است براى بحثهاى گذشته كه پيرامون «مبدأ» سخن مىگفت، زيرا مىدانيم بحث از «مبدأ» و «معاد» در قرآن مجيد غالبا توأم با يكديگر است.
نخست مىگويد: «آنها گفتند: آيا هنگامى كه ما (مرديم و خاك شديم و) در زمين گم شديم، آفرينش تازهاى خواهيم يافت»؟! (وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ).
تعبير به «گم شدن در زمين» اشاره به اين است كه انسان پس از مردن خاك مىشود، همانند ساير خاكها، و هر ذرهاى از آن بر اثر عوامل طبيعى و غير طبيعى به گوشهاى پرتاب مىشود، و ديگر چيزى از او باقى به نظر نمىرسد تا آن را در قيامت دوباره بازگردانند.
ولى آنها در حقيقت منكر قدرت خداوند بر اين كار نيستند «بلكه آنان لقاى پروردگارشان را انكار مىكنند» و مىخواهند با انكار معاد، آزادانه به هوسرانى خويش ادامه دهند (بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ).
در واقع اين آيه شباهت زيادى با آيات نخستين سوره قيامت دارد آنجا كه مىگويد: «آيا انسان گمان مىكند ما استخوانهاى پراكنده او را جمع نخواهيم كرد! ما حتى قادريم (خطوط) سر انگشتان او را به نظام نخستين بازگردانيم! ولى هدف انسان اين است كه ايامى را كه در اين دنيا در پيش دارد (با انكار قيامت) به گناه