برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦ - توحيد يك جاذبه نيرومند درونى!
«حس مذهبى» يعنى ايمان به يك مبدأ متعالى و پرستش و نيايش او.
٤- پناه بردن انسان در شدايد و سختيها به يك نيروى مرموز ماوراى طبيعى و تقاضاى حل مشكلات و فرو نشستن طوفانهاى سخت زندگى از درگاه او، نيز گواه ديگرى بر اصالت اين جاذبه درونى و الهام فطرى است كه- به انضمام ساير شواهدى كه گفتيم- مىتواند ما را به وجود چنين كشش نيرومندى در درون وجودمان به سوى خدا واقف سازد.
(آيه ٣٣)- اين آيه در حقيقت استدلال و تأكيدى است بر بحث گذشته در زمينه فطرى بودن توحيد و شكوفا شدن اين نور الهى در شدايد و سختيها.
مىفرمايد: «هنگامى كه مختصر ضررى به انسانها برسد پروردگارشان را مىخوانند، و به سوى او انابه مىكنند» (وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ).
ولى آن چنان كم ظرفيت و كوتاه فكر و اسير تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان مشرك خود هستند كه به مجرد اين كه حوادث سخت بر طرف مىشود و نسيم آرامش مىوزد و «خداوند رحمتى از سوى خودش به آنها مىچشاند گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مىشوند» (ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ).
تكيه روى «مُنِيبِينَ إِلَيْهِ» اشاره لطيفى به اين معنى مىباشد كه پايه و اساس در فطرت انسان توحيد و خدا پرستى است و شرك امر عارضى است كه وقتى از آن قطع اميد مىكند خواه ناخواه به سوى ايمان و توحيد باز مىگردد.
(آيه ٣٤)- در اين آيه به عنوان تهديد به اين افراد كم ظرفيت مشرك كه به هنگام نيل به نعمتها خدا را به دست فراموشى مىسپارند مىگويد: بگذار «نعمتهايى را كه ما به آنها دادهايم كفران كنند» و هر كار از دستشان ساخته است انجام دهند (لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ).
«پس (تا مىتوانيد از اين نعمتهاى زود گذر دنيا) بهره گيريد» (فَتَمَتَّعُوا).