برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - شهادت يحيى!
(آيه ٤٧)- ولى با اين همه، ابراهيم همانند همه پيامبران و رهبران آسمانى، تسلّط بر اعصاب خويش را همچنان حفظ كرد، و در برابر اين تندى و خشونت شديد، با نهايت بزرگوارى «گفت: سلام بر تو» (قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ).
اين «سلام» ممكن است توديع و خداحافظى باشد كه با گفتن آن و چند جمله بعد، ابراهيم، «آزر» را ترك گفت و ممكن است سلامى باشد كه به عنوان ترك دعوى گفته مىشود.
سپس اضافه كرد: «من به زودى براى تو از پروردگارم تقاضاى آمرزش مىكنم چرا كه او نسبت به من، رحيم و لطيف و مهربان است» (سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا).
در واقع ابراهيم در مقابل خشونت و تهديد آزر، مقابله به ضد نمود.
(آيه ٤٨)- سپس چنين گفت: «من از شما (از تو و اين قوم بت پرست) كناره گيرى مىكنم، و همچنين از آنچه غير از خدا مىخوانيد» يعنى از بتها (وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ).
«و تنها پروردگارم را مىخوانم، و اميد است كه دعاى من در پيشگاه پروردگارم بىپاسخ نماند» (وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا).
اين آيه از يك سو، ادب ابراهيم را در مقابل آزر نشان مىدهد، و از سوى ديگر قاطعيت او را در عقيدهاش مشخص مىكند.
(آيه ٤٩)- ابراهيم به گفته خود وفا كرد و بر سر عقيده خويش با استقامت هر چه تمامتر باقى ماند، همواره منادى توحيد بود، هر چند تمام اجتماع فاسد آن روز بر ضدّ او قيام كردند، اما او سر انجام تنها نماند، پيروان فراوانى در تمام قرون و اعصار پيدا كرد بطورى كه همه خدا پرستان جهان به وجودش افتخار مىكنند.
قرآن در اين زمينه مىگويد: «هنگامى كه ابراهيم از آن بت پرستان و از آنچه غير از اللّه مىپرستيدند كناره گيرى كرد، اسحاق و (بعد از اسحاق، فرزندش) يعقوب را به او بخشيديم، و هر يك از آنها را پيامبر بزرگى قرار داديم» (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا).