برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - فضيلت تلاوت سوره
مفاهيم آن است.
(آيه ١٩٦)- سپس به يكى ديگر از دلائل حقانيت قرآن اشاره كرده، مىگويد:
«وصف اين كتاب در كتب پيشينيان نيز آمده است» و از ظهور آن در آينده بشارت دادهاند (وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ).
(آيه ١٩٧)- لذا قرآن در اينجا اضافه مىكند: «آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنى اسرائيل به خوبى از آن آگاهند»؟! (أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ).
روشن است در محيطى كه آن همه دانشمندان بنى اسرائيل وجود داشتند و با مشركان كاملا محشور بودند ممكن نبود چنين سخنى را قرآن به گزاف در باره خودش بگويد، چرا كه فورا از هر سو بانگ انكار برمىخاست، اين خود نشان مىدهد كه در محيط نزول آيات به قدرى اين مسأله روشن بوده كه جاى انكار نداشته است.
(آيه ١٩٨)- اگر قرآن بر عجم نازل شده بود ...! در اينجا نخست به يكى ديگر از بهانههاى احتمالى كفار و پيشگيرى از آن پرداخته و بحثى را كه در آيات گذشته در باره نزول قرآن به زبان عربى مبين آمده است تكميل مىكند.
مىفرمايد: «و اگر ما اين قرآن را بر بعضى از مردم عجم (غير عرب و غير فصيح) نازل مىكرديم» ... (وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ).
(آيه ١٩٩)- «و او اين آيات را بر آنها مىخواند هرگز به وى ايمان نمىآوردند» (فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ).
يعنى؛ نژادپرستى و تعصبهاى قومى آنها به قدرى شديد است كه اگر قرآن بر فردى غير عرب نازل مىشد، امواج تعصبها مانع از پذيرش آن مىگرديد، تازه حالا كه بر مردى شريف از خانواده اصيل عربى، و با بيانى رسا و گويا، نازل شده، و در كتب آسمانى پيشين نيز بشارت آن آمده، و علماى بنى اسرائيل نيز به آن گواهى دادهاند، بسيارى از آنها ايمان نمىآورند، چه رسد اگر پيامبرشان اصلا چنين شرايطى را نداشت.