برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢ - فضيلت تلاوت سوره
تا دلهاى رميده جذب آيين حق گردد.
(آيه ١٠٧)- پس از دعوت به تقوا كه خمير مايه هر گونه هدايت و نجات است اضافه مىكند: «من براى شما فرستاده امينى هستم» (إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ).
(آيه ١٠٨)- «تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد» كه اطاعت من اطاعت خداست (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).
(آيه ١٠٩)- دگر بار نوح به دليل ديگرى بر حقانيت خود، تمسك مىجويد، دليلى كه زبان بهانه جويان را كوتاه مىسازد، مىگويد: «و من از شما در برابر اين دعوتم مزدى نمىطلبم» (وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ).
«اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است» (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ).
(آيه ١١٠)- باز به دنبال اين جمله همان جملهاى را مىگويد كه بعد از تأكيد بر رسالت و امانت خويش بيان كرده بود، مىگويد: «پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد» (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).
(آيه ١١١)- اما مشركان لجوج و مستكبران خيره سر هنگامى كه راههاى بهانهجويى را به روى خود مسدود ديدند، به اين مسأله چسبيدند و «گفتند: آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه افراد پست و بىارزش از تو پيروى كردهاند»؟! (قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ).
درست است آنها در اين تشخيص صائب بودند كه پيشوا را بايد از طريق پيروان شناخت، ولى اشتباه بزرگشان اين بود كه آنها مفهوم و معيار شخصيت را گم كرده بودند، آنها معيار سنجش ارزشها را مال و ثروت، لباس و خانه و مركب زيبا و گران قيمت قرار داده بودند، و از پاكى و تقوا و حق جويى و صفات عالى انسانيت كه در طبقات كم در آمد بسيار بود و در اشراف بسيار كم، غافل بودند.
(آيه ١١٢)- ولى نوح آنها را در اينجا فورا خلع سلاح كرد و «گفت: (وظيفه من دعوت همگان به سوى حق و اصلاح جامعه است) من چه مىدانم آنها چه كارى داشتهاند»؟! (قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ).