برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠ - ادامه سوره نمل
رويانديم» (أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ).
در دنباله آيه روى سخن را به بندگان كرده، مىگويد: «شما قدرت نداشتيد كه درختان اين باغهاى زيبا را برويانيد» (ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها).
كار شما تنها بذرافشانى و آبيارى است، اما كسى كه حيات را در دل اين بذر آفريده، و به نور آفتاب و قطرات حياتبخش باران و ذرات خاك فرمان مىدهد كه اين دانهها را برويانيد، تنها خداست.
به تعبير ديگر: توحيد در خلقت (توحيد خالق) و توحيد در ربوبيت (توحيد تدبير كننده اين جهان) پايهاى براى «توحيد معبود» شمرده شده است.
و لذا در پايان آيه مىگويد: «آيا معبود ديگرى با خداست» (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).
«بلكه آنها گروهى هستند كه (از روى نادانى، مخلوقات را) هم طراز (پروردگارشان) قرار مىدهند» (بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ).
(آيه ٦١)- در دومين سؤال به بحث از موهبت آرامش و ثبات زمين و قرارگاه انسان در اين جهان پرداخته، مىگويد: آيا معبودهاى ساختگى آنها بهتر است «يا كسى كه زمين را مستقر و آرام قرار داد، و در ميان آن، نهرهاى آب جارى، روان ساخت، و براى زمين، كوهاى ثابت و پا بر جا ايجاد كرد»؟! تا همچون زرهى قشر زمين را از لرزش نگاه دارند (أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ).
و نيز «ميان دو دريا (از آب شيرين و شور) مانعى قرار داد» تا با هم مخلوط نشوند (وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً).
آيا بتها نقشى در اين نظام بديع و شگفتانگيز دارند؟! حتى بت پرستان چنين ادعايى نمىكنند.
لذا در پايان آيه بار ديگر اين سؤال را تكرار مىكند كه «آيا معبودى با اللّه هست»؟ (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).
نه «بلكه بيشترشان نادانند و بىخبر» (بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ).