برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠ - ادامه سوره عنكبوت
قرآن براى پاسخگويى به اين بهانه جويان لجوج، از دو راه وارد مىشود.
نخست مىگويد: به آنها «بگو: (معجزه كار من نيست كه با تمايلات شما انجام گيرد) معجزات همه نزد خداست» (قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ).
او مىداند چه معجزهاى در چه زمانى و براى چه اقوامى متناسب است.
و بگو: «من فقط انذار كننده و بيم دهنده آشكارم» (وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ).
(آيه ٥١)- پاسخ ديگر اين كه: «آيا همين اندازه براى آنها كافى نيست كه ما اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مىشود» (أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ).
آنها تقاضاى معجزات جسمانى مىكنند، در حالى كه قرآن برترين معجزه معنوى است. معجزهاى جاويدان، كه شب و روز آياتش بر آنها خوانده مىشود.
و در پايان آيه براى تأكيد و توضيح بيشتر مىگويد: «در اين كتاب آسمانى هم رحمت بزرگى نهفته است و هم تذكر گويايى، براى كسانى كه ايمان مىآورند» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ).
آرى! قرآن هم رحمت است و هم وسيله يادآورى، اما براى گروه با ايمان براى آنها كه درهاى قلب خود را به روى حقيقت گشودهاند.
(آيه ٥٢)- و از آنجا كه هر مدعى نياز به شاهد و گواه دارد در اين آيه مىفرمايد: «بگو: همين بس كه خدا ميان من و شما گواه است» (قُلْ كَفى بِاللَّهِ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ شَهِيداً).
بديهى است هر قدر آگاهى شاهد و گواه بيشتر باشد ارزش شهادت او بيشتر است، لذا در جمله بعد اضافه مىكند: خدايى گواه من است كه تمام «آنچه را در آسمانها و زمين است مىداند» (يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
ممكن است اين گواهى، گواهى عملى باشد زيرا وقتى خداوند معجزه بزرگى همچون قرآن را در اختيار پيامبرش قرار مىدهد سند حقانيت او را امضا كرده است.
علاوه بر گواهى عملى فوق، در آيات متعددى از قرآن مجيد گواهى قولى نيز داده شده.