برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧ - فضيلت تلاوت سوره
سنگهاى آسمانى را بر سر ما فرو ريز» و ما را به همان بلايى كه به آن تهديدمان مىكنى مبتلا ساز تا بدانى ما از اين تهديدها نمىترسيم! (فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ).
(آيه ١٨٨))- «شعيب» در برابر اين سخنان ناموزون، و تعبيرات زشت و زننده، و تقاضاى عذاب الهى، تنها پاسخى كه داد اين بود «گفت: پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مىدهيد آگاهتر است» (قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ).
و از ميزان استحقاقتان با خبر است هر زمان شما را مستحق مجازات ديد عذاب را نازل مىكند.
(آيه ١٨٩))- ولى به هر حال زمان پاكسازى صفحه زمين از اين آلودگان فرا رسيد، چنانكه قرآن مىگويد: «پس آنها شعيب را تكذيب كردند و به دنبال آن عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت»! (فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ).
و «اين عذاب، عذاب روز بزرگى بود» (إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ).
هفت روز، گرماى سوزانى سر زمين آنها را فرا گرفت، و مطلقا نسيمى نمىوزيد، ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد و نسيمى وزيدن گرفت، آنها از خانههاى خود بيرون ريختند و از شدت ناراحتى به سايه ابر پناه بردند.
در اين هنگام صاعقهاى مرگبار از ابر برخاست، صاعقهاى با صداى گوش خراش، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ريخت، و لرزهاى بر زمين افتاد، و همگى هلاك و نابود شدند.
(آيه ١٩٠))- در پايان اين داستان همان را مىگويد كه در پايان شش داستان گذشته از انبياء بزرگ آمده بود.
مىفرمايد: «در اين سر گذشت (مردم سر زمين «ايكه» و دعوت پر مهر پيامبرشان شعيب، و لجاجتها و سر سختيها و تكذيبهاى آنان، و سر انجام نابودى اين قوم ستمگر با صاعقه مرگبار) نشانه و درس عبرتى است» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً).
«اما اكثر آنها ايمان نياوردند» (وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).
(آيه ١٩١))- با اين حال خداوند رحيم و مهربان به آنها مهلت كافى داد تا به