حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٧
٢١٦.امام صادق عليه السلام : هرگاه امام سجّاد عليه السلام كنار ملتزم مى آمد، مى گفت: «خدايا، مرا گروههايى از گناهان و خطاهاست و نزد تو افواجى از رحمت و آمرزش. اى كسى كه دعاى مبغوض ترين افراد نزد خود را اجابت كرد، آنگاه كه گفت «خدايا مرا تا روزى كه برانگيخته مى شوند، مهلت بده»، دعاى مرا هم مستجاب كن و با من چنين و چنان كن ...».
٢١٧.معاوية بن عمّار: هرگاه امام صادق عليه السلام به ملتزم مى رسيد، به غلامانش مى فرمود: از من فاصله بگيريد، تا در اين مكان نزد پروردگارم به گناهانم اقرار كنم، اين جا، جايى است كه هيچ بنده اى به گناهان خود نزد پروردگارش اعتراف نكرد و از خدا آمرزش نخواست، مگر آن كه خداوند، او را آمرزيد.
٢١٨.امام صادق عليه السلام : هرگاه از طواف خود فارغ شدى و به آخر كعبه ـ در مقابل مستجار ، اندكى به ركن يمانى مانده ـ رسيدى، دستان خود را بر كعبه بگستر، شكم خود (بدن) خويش را به آن بچسبان و صورتت را بر كعبه بگذار و بگو: «خدايا ! خانه، خانه توست. بنده، بنده توست و اينجا، جايگاه كسى است كه از دوزخ به تو پناه مى آورد». سپس نزد پروردگار به آنچه كردى اقرار كن. به يقين هيچ بنده مؤمنى نيست كه در اينجا به گناهان خود در مقابل خدا اقرار كند، مگر آن كه خدا او را بيامرزد، اگر بخواهد و مى گويى: «خدايا، رحمت و گشايش و عافيت از جانب توست. خدايا، عمل من اندك است، پس آن را برايم بيفزاى و آنچه را كه تو از آن آگاهى و بر مردم پوشيده است، ببخشاى» آنگاه از آتش به خدا پناه مى برى و هر چه مى خواهى، براى خود دعا كن، سپس ركن يمانى را لمس كن و سراغ حجر الأسود برو.