حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥
٣ / ٧
داستان اصحاب فيل
قـرآن
«آيا نديدى پروردگارت، با فيل سواران چه كرد؟ آيا نيرنگشان را در تباهى و گمراهى قرار نداد؟ و بر سر آنان پرندگانى دسته دسته فرستاد كه با سنگهايى از سجيل آنان را زدند، پس آنان را مانند برگى خورده شده قرار دادند» .
حديـث
١٧٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پرندگانى دسته دسته، مثل باز، در چهره درندگان به سراغ آنان رفتند.
١٧٥.امام صادق عليه السلام : فرمانرواى حبشه چون با فيل به قصد ويرانى كعبه آمدند. بر شترهاى عبدالمطلب گذر كردند. آن ها شترها را ربودند. عبدالمطلب به سوى رئيس آنان رفت تا بخواهد شترهايش را برگردانند. اجازه گرفت، اجازه دادند و به فرمانروا گفتند: اين، بزرگ قريش است، مردى هوشمند و جوانمرد است. او هم احترام كرد و نزديكش ساخت. سپس به مترجم گفت: بپرس كه چه مى خواهد؟ گفت: همراهانت به شترهاى من برخورده، آن را ربودند. دوست دارم شترهايم را به من بازگردانى . از درخواست او تعجب كرد و گفت: آيا اين همان است كه گفتيد بزرگ قريش است و از خِرد او ياد كرديد؟ از من نخواست از خانه اى كه او مى پرستد، باز گردم. اگر از من خواسته بود كه از ويران ساختن آن چشم بپوشم، چنان مى كردم. مترجم سخن او را به عبدالمطلب باز گفت. وى پاسخ داد: اين خانه صاحبى دارد كه از آن دفاع مى كند. من از تو خواستم شترهاى مرا بازگردانى چون به آن ها نياز دارم. پس دستور داد آن ها را برگرداندند.
١٧٦.ابو مريم از امام باقر عليه السلام روايت مى كند كه درباره آيه « وأرسل عليهم طيرا ... » از حضرت پرسيدم. ايشان فرمود: پرندگانى بودند با پرواز پايين [١] كه از سمت دريا سراغشان آمدند. سرهايشان مثل سردرندگان و چنگال هايشان مانند پرندگانِ شكارى بود، هر پرنده سه سنگ همراه داشت: دو سنگ در چنگ ها ويكى درمنقار. با آن سنگ ها آن قوم را سنگباران مى كردند، تا آن كه پيكرهايشان آبله گرفت و بر اثر آن كشته شدند. پيش از آن آبله ديده نشده بود و اين كار را از پرندگان نيز نه پيش از آن روز و نه پس از آن هرگز نديدند. كسانى هم كه از آن حادثه جان سالم به در برده بودند، چون به حضرموت ـ نام يك وادى نزديك يمن ـ رسيدند، خداوند سيلى فرستاد و همه را غرق كرد. فرمود: از پانزده سال پيش در آن وادى هرگز آبى ديده نشده بود! فرمود: به همين خاطر كه آنان در آن جا مردند، نام آن جا حضرموت شد (مرگ حاضر شد).
[١] در متن حديث سافّ آمده است و به معناى پرندگانى است كه در سطح پايين پرواز مى كنند.