حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٩
٧٧٠.عبد الرّحمن بن سنان : خدمت امام صادق عليه السلام بودم ، كه مردى به حضور وى آمد . حضرت سى دينار به او پرداخت ، كه به نيابت از اسماعيل (فرزند امام صادق عليه السلام ) حج انجام دهد و چيزى از عمره تا حج نماند ، مگر آن كه بر او شرط كرد كه انجام دهد ، حتى شرط كرد كه در وادى محسّر هم سعى (تند رفتن بصورت هروله) انجام دهد . سپس فرمود : فلانى! اگر اين كارها را انجام دهى ، براى اسماعيل كه از مال خود ، خرج حج كرده است ، يك حج است ، و براى تو كه بدن خود را به رنج مى افكنى ، نُه حج خواهد بود .
٧٧١.حازم بن حبيب : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم : خدا خيرت دهد! پدر و مادرم از دنيا رفته اند و حج انجام نداده اند . خداوند هم به من روزى داده و احسان كرده است ، درباره حج از طرف آن دو ، چه نظر مى دهى؟ فرمود : چنين كن . اين حج ، براى آن دو شادى بخش و گوارا خواهد بود .
٧٧٢.فضل بن هشام هروى : برايم گفته شده كه «محمودى» [١] زياد به حج مى رود . از او پرسيدم كه چند بار به حج رفته است ، تعداد آن ها را به من نگفت و گفت : الحمد للّه ، زياد نصيبم شده است . گفتم : از طرف خودت حج به جا مى آورى ، يا به نيابت از ديگرى؟ گفت : بعد از حج واجب ، از طرف ديگران حج كرده ام ، از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله حج مى گزارم و آنچه را كه خداوند به من جايزه داده است ، براى دوستان او قرار مى دهم و آنچه را كه خداوند بر اين كارم به من پاداش دهد ، به زنان و مردان با ايمان مى بخشم . گفتم : در حج خود چه مى گويى؟ گفت : مى گويم : «خدايا! از سوى پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله احرام مى بندم و جزاى خودم را از سوى تو و او ، براى اولياى پاك تو قرار مى دهم و پاداش اين هديه ام را به بندگانِ مؤمن تو هديه كردم ، طبق كتاب تو و سنّت پيامبرت . . .» تا آخر دعا .
٥ / ٥
فضيلت حج بردن كودك
٧٧٣.جابر بن عبداللّه : زنى ، در حج ، فرزند خردسال خود را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بلند كرد و پرسيد: يا رسول اللّه ! آيا اين هم حج دارد؟ فرمود: آرى! وتو پاداش دارى .
[١] محمودى از بزرگان معاصرِامام عسكرى عليه السلام بوده و ايشان در نامه اش به اسحاق بن اسماعيل مى نويسد :«اين را براى محمودى هم بخوان ، خدا عافيتش دهد ، چه قدر او را به خاطر طاعتش مى ستاييم!» و نيز محمودى خود مى گويد : امام جواد عليه السلام پس از وفات پدرم براى من نوشت : «پدرت از دنيا رفت . خدا از او و از تو راضى باد . او نزد ما همچنان بر حالت پسنديده است و تو از اين حال ، هرگز دور نخواهى شد» .