حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧
٧٥٧.امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام : ابراهيم عليه السلام در ميان مردم به حج ندا داد و گفت : اى مردم! منم ابراهيم ، خليل خدا . خداوند فرمانتان داده است كه اين خانه را حج كنيد ، پس آن را حج كنيد . پس تا روز قيامت ، هركسى كه حج مى كند ، او را پاسخ داده . اولين كسى كه دعوتش را پاسخ گفت ، از اهل يمن بود . و ابراهيم عليه السلام با خانواده و فرزندانش ، حج گزاردند .
٧٥٨.امام رضا عليه السلام : حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيد . پس زنده است و نمى ميرد ، تا در صور ، دميده شود و او نزد ما مى آيد و سلام مى دهد و ما صدايش را مى شنويم ، ولى خودش را نمى بينيم . و همانا او در آن جا حضور مى يابد كه ياد شود، پس هر يك از شما كه او را ياد كرد بر او سلام دهد. همانا او هر سال در موسم حج حضور مى يابد و همه عبادات را انجام مى دهد و در عرفات ، وقوف مى كند و به دعاى مؤمنان آمين مى گويد . و بزودى ، خداوند بواسطه او وحشتِ قائم ما را در دوران غيبتش به انس تبديل مى كند و تنهايى اش را به وسيله او وصل مى كند .
٧٥٩.امام باقر عليه السلام : موسى بن عمران عليه السلام حج گزارد ، در حالى كه همراهش هفتاد پيامبر از بنى اسرائيل بودند ، كه افسار شترشان از ليفه بود ، لبّيك مى گفتند و كوهها پاسخ لبّيكشان را مى دادند و بر دوش موسى عليه السلام دو عباى پنبه اى بود و مى گفت : «لبّيك ، عبدك ابن عبدك» .
٧٦٠.
٧٦١.ابن عبّاس: با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ميان مكه و مدينه بوديم . بر يك وادى گذشتيم. فرمود: اين كدام وادى است؟ گفتند: وادى كبود. فرمود: گويا موسى را مى نگرم كه دو انگشت خود را بر گوش هاى خود نهاده و با ناله وفرياد «لبيك» به خدا ، از اين وادى مى گذرد. سپس رفتيم تا به يك تپه رسيديم. پرسيد: اين كدام تپه است؟ گفتند: تپه «هرشى» يا «لِفت». فرمود: گويا به يونس مى نگرم كه سوار بر شترى سرخ، با جبّه اى پشمين، كه زمام شترش از ليف خرماست، لبّيك گويان از اين وادى مى گذرد.
[١] نوعى پارچه سفيد و نازك ، كه از مصر مى آوردند .