حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧
٧٢٨.ابراهيم بن ابى محمود : امام كاظم عليه السلام را ديدم كه خانه خدا را وداع مى كرد . چون خواست از در مسجد بيرون رود ، به سجده افتاد سپس برخاسته ، رو به كعبه كرد و گفت : «خدايا! من بر مى گردم ، بر اين عقيده كه جز تو معبودى نيست» .
٧٢٩.على بن مهزيار : امام جواد عليه السلام را در سال دويست و پانزده [١] ديدم كه پس از بالا آمدن خورشيد ، با خانه خدا وداع كرد . خانه خدا را طواف نمود ، در حالى كه در هر دور ، دست به ركن يمانى مى كشيد . در دور هفتم ، ركن يمانى و حجرالأسود را لمس كرد و دست خود را بر چهره خود كشيد ، آنگاه كنار مقام ابراهيم عليه السلام آمد و پشت آن دو ركعت نماز خواند . سپس به پشت كعبه ـ كنار ملتزم ـ رفت ، جامه از روى شكم خود كنار زد و خود را به خانه خدا چسبانيد ، مدّت زيادى دعا كنان بر همان حالت ماند . آنگاه از درِ حنّاطان [گندم فروشان ]بيرون رفت . او را در سال دويست و هفده نيز ديدم كه شب ، خانه خدا را وداع مى كرد ، در هر دور طواف ، دست بر ركن يمانى و حجرالأسود مى كشيد . در دور هفتم، پشت كعبه ، نزديك ركن يمانى و بالاى سنگ مستطيل ، در حالى كه لباس از روى شكم خود كنار زده بود ، خود را به خانه خدا چسبانيد ، سپس پيش حجرالأسود رفت ، آن را بوسيد و دست بر آن كشيد و به طرف مقام ابراهيم عليه السلام رفت و پشتِ مقام ، نماز خواند ، آنگاه رفت و به خانه خدا بازنگشت . توقّف او كنار «ملتزم» به اندازه اى بود كه برخى از اصحاب ما هفت دور و برخى هشت دور ، طواف كردند .
[١] در پاره اى نسخه ها و نسخه تهذيب، دويست و پانزده آمده، كه درست همان است، زيرا سال فوت امام جواد عليه السلام دويست و بيست مى باشد. لذا تاريخ دويست وبيست و پنج كه در متن حديث آمده بود، اصلاح گشت.