شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٩٧
كتاب الكافى را كتابى بى مانند در اسلام مى داند. مولى محمد طاهر قمى هم تمامى كتب اربعه را مرجع فقها مى داند [١] مولى محمد باقر مجلسى ( درگذشته ١١١٠ق)، نويسنده نامدار بحار الأنوار و شارح كتاب الكافى، اين كتاب را از لحاظ دقت و كامل بودن مهم تر از همه كتاب هاى حديثى شيعه خوانده و آن را بهترين و عظيم ترين تأليفات اماميه دانسته است. [٢] ميرزا حسين نورى (درگذشته ١٣٣٠ق) نيز كتاب كافى را به دليل جامعيت در فقه، عقايد و مواعظ و آداب شايسته برترى دانسته است. كتابشناسانى مانند ميرزا عبداللّه اصفهانى افندى [٣] كنتورى (درگذشته ١٢٨٦ ق) [٤] و آقابزرگ طهرانى (درگذشته ١٣٨٩ق) [٥] نيز از كتاب الكافى در مقايسه با كتاب هاى ديگر ستايش كرده اند. به ويژه در تشيع سده هاى متأخر و با رشد گرايش اخبارى گرى، جايگاه كلينى و كتاب او الكافى بيشتر مورد تأكيد قرار گرفت وبه ويژه پس از استقرار تشيع در ايران در عصر صفوى، علاوه بر اهتمام فقيهان به كتاب الكافى به عنوان منبعى مهم درباره احاديث فقهى، كتاب الكافى وبويژه بخش اصول آن به عنوان مهم ترين مرامنامه اعتقادى شيعه، دست كم از ديدگاه عالمان اخبارى و محدثين و گرايش تشيع اعتقادى قلمداد شد. اين امر از نوع ستايش هايى كه از كلينى و كتاب الكافى در منابع متأخر شده است، به خوبى پيداست. [٦] در همين مورد بايد توجه داشت كه كتاب الكافى بر خلاف سه منبع ديگر كتب اربعه حديثى شيعه، علاوه بر احاديث فقهى شامل احاديث
[١] بحار الأنوار، ج ١١٠، ص ١٢٩.[٢] نك: مرآة العقول، ج ١، ص ٣.[٣] نك: افندى، رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦١.[٤] نك: كنتورى، كشف الحجب، ص ٤١٨؛ براى مجموعه اى از نظرات عالمان شيعه درباره الكافى، نك : خوانسارى، روضات الجنات، ج ٦، ص ١١٦ به بعد.[٥] نك: الذريعة، ج ١٧، ص ٢٤٥.[٦] علاوه بر منابع گذشته، نيز نك: اردبيلى، جامع الرواة، ج ٢، ص ٢١٨؛ تفرشى، نقد الرجال، ص ٣٣٩؛ قهپايى، مجمع الرجال، ج ٦، ص ٧٣ ؛ نراقى، شعب المقال، ص ١٠٣؛ ابوعلى الحائرى، منتهى المقال، ص ٢٩٧؛ نورى، مستدرك، ج ٣، ٥٢٦ ٥٢٧؛ حسن صدر، عيون الرجال، ص ٨٤؛ مامقانى، تنقيح المقال، ج ٣، ص ٢٠٢؛ عباس قمى، الفوائد الرضوية، ص ٦٥٧؛ همو، الكنى والالقاب، ج ٢، ص ٩٨؛ همو، سفينة البحار، ج ٢، ص ٤٩٤.