شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٧
نوع چهارم رواياتى است كه در كافى پيرامون علم امام على و ديگر ائمه و صحيفه فاطمه سلام اللّه عليهم اجمعين و جفر و جامعه آمده است. [١] اين گروه افراطى، از اين نوع روايات، استدلال بر صحت تحريف، نزد شيعه كرده و از آنها گواه بر نادرستى كتاب كافى آورده اند [٢] در صورتى كه چنانكه متن بعضى از آن روايات، گواهى مى دهد [٣] و با توضيحاتى كه در پيش، پيرامون جفر و جامعه و صحيفه فاطمه عليهاالسلامداده ايم، روشن خواهد بود كه در اين نوشته ها شرح و تفصيل احكام قرآن و يا حوادثى كه در آينده اسلام، پيش خواهد آمد، و يا بعضى از معارفى كه حضرت طول دوران زندگى از رسول خدا فرا گرفته بوده و در آن گرد آورده بود، بيان گرديده است نه قسمتى از آيات قرآن باشد كه مكتوم مانده است. [٤]
تحريف و مسائل مربوط به آن
در پايان بحث تبيين ديدگاه تفريطى ها پيرامون كافى كه به درازا كشيد، لازم است به طور فشرده مطالب زير را مورد بررسى قرار دهيم:
١. دلايل بطلان تحريف
دانشمندان اسلامى به خصوص شيعه دلايل فراوانى از قرآن و عقل و سنت، براى نادرستى تحريف قرآن كريم و كم و زياد شدن آيات و سُور و كلمات آن ارائه كرده اند كه از آن جمله است:
١. آياتى از قرآن مجيد
از ميان آياتى كه براى اين منظور، استدلال شده دو آيه زير است: الف. «وَ إِنَّهُ لَكِتَـبٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَـطِـلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٢٣٩ ٢٤١.[٢] الشيعة والسنة، ص ٨٠ ٨١؛ الشيعة والقرآن، ص ٣١ ٣٢ كه اين هر دو كتاب به وسيله احسان الهى ظهير پاكستانى نوشته شده است.[٣] در بعضى از آن روايات آمده است: اما انه ليس فيه شى ء من الحلال والحرام ولكن فيه علم ما يكون (كافى، ج ١، ص ٢٤٠) و نيز در بعضى ديگر آمده: «واللّه ما فيه من قرآنكم حرف واحد» (كافى، ج ١، ص ٢٤٠).[٤] اكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة والسنة، ص ٦٥؛ آلاء الرحمن في تفسير القرآن، ص ٢٧.