شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٣٧
سخنى در عرصه روايت و درايت حديث [١]
محمّد جاودان
بسم اللّه الرحمن الرحيم مسئولين كيهان فرهنگى، مصاحبه ماه گذشته با استاد بهبودى حاوى نكات ارزنده و جالبى بود و اين بنده از آن تازه ها آموخت. اما در آن چند نكته قابل تأمل نيز يافت شد كه آنها را با ذكر دلايل لازم به خوانندگان گرامى و اهل نظر عرضه مى دارد، به اميد اين كه از اين رهگذر بخش هاى كمتر گفته شده اى از تاريخ اسلام و تشيع روشن گردد، تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد. اسلام بر دو پايه اساسى كتاب و سنت بنا شده است. كتاب يعنى قرآن كريم كه حاوى كليات و اصول نظريات اسلام است با حفاظت الهى از دستبردها و تحريفات مصون مانده و خواهد ماند. سنت كه بايد كليات عرضه شده از سوى كتاب را توضيح داده و تفسير كند، در مجموعه هاى روايى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده است. حفاظت از همين بخش از اسلام است كه به عهده ائمه دين واگذار گرديده و قسمت مهمى از وظايف ايشان در حمل و حفظ و نشر اسلام را تشكيل مى دهد. كلمات رسول اكرم صلى الله عليه و آله در تفسير و تعيين مصاديق و بيان همه خصوصيات آيات قرآن كريم، براى اميرالمؤمنين عليه الصلوة والسلام بخشى از سنتى بود كه ائمه اطهار عليهم السلام به حمل و حفظ و نشر آن مأمور بودند. [٢]
[١] كيهان فرهنگى، آبان ماه، سال ١٣٦٥، شماره ٨، پياپى ٣٢، ص ٣٤ ٣٥.[٢] بصائر الدرجات، ص ١٩٧ ١٩٨ (چهار حديث)؛ اصول كافى، ج ١، ص ٦٢ و ٦٣؛ مقدمه مرآة العقول، ج ٢، ص ١٢٥ ١٢٦.[٣] بصائر الدرجات، ص ١٤٢ ١٦١، چاپ تبريز؛ اصول كافى، ج ١، ص ٢٤٠؛ ارشاد مفيد، ص ٢٥٧، چاپ آخوندى.[٤] مراجعه كنيد به مقدمه مرآة العقول، ج ١، ص ٢٧ تا ٣٥؛ الحياة السياسية للامام الحسن.[٥] كافى، ج ٧، ص ٩٤ تا ٩٥؛ التهذيب، ج ٩، ص ٢٧١؛ الوسائل، ج ١٧، ص ٥٠٤؛ بصائر الدرجات، ص ١٤٥، حديث ٢٢؛ الاستبصار، ج ١، ص ٣٨٣.[٦] اصول كافى، ج ١، ص ٥٢، ح ٨ و ٩ و ١٠ و ١١؛ صحيح الكافى، ج ١، ص ٧، ح ٢١؛ مرآة العقول، ج ١، ص ١٨٠؛ وسائل الشيعة، ص ٩٧؛ سيرة الائمة الاثنا عشر، ج ٢، ص ٢٥٦؛ بحار الأنوار، ج ٣، ص ١٥٣ ١٤٤؛ ١٦ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام .[٧] مهج الدعوات، ص ٢٢١، چاپ سنگى؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٢٨ ١٢٧.[٨] مشرق الشمسين، ص ٨، سنگى.[٩] مثلاً دستور امام به ابان بن تغلب را ببينيد، رجال نجاشى، ص ٨؛ و رجال ابن داود، ص ١٠، چاپ دانشگاه تهران.[١٠] مراجعه كنيد به الفهرست طوسى، ص ٤٢ و ٤٣؛ اعيان الشيعه، ج ٣، ص ١١٥.[١١] الفهرست، ص ٤٨.[١٢] طبق نقل محقق حلى در المعتبر، ص ٥، و شهيد در الذكرى، ص ٧ ٨ و والد شيخ بهايى در وصول الاخيار الى اصول الأخبار، ص ٤٠ و محقق داماد در الرواشح السماويه، ص ٩٨.[١٣] وسائل الشيعه، ج ٢، ص ٤٩؛ الائمة الاثنا عشر، ج ٢، ص ٢٥٦؛ المبادى العامة للفقه الجعفرى، ص ٧٩.[١٤] الفهرست، طوسى، ص ٣ و ٤، چاپ دانشگاه مشهد.[١٥] احوالات او را ببينيد در رجال نجاشى، ص ٣٣٩؛ الفهرست ابن نديم، ص ١٠٨ تا ١١١؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣٠.[١٦] ريحانة الأدب، ج ٦، ص ٣٦؛ الايضاح، مقدمه، ص دو.[١٧] المحاسن، ج ١، مقدمه صفحه ى؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣١ ١٣٠.[١٨] رجال نجاشى، ص ٧٠؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣٠.[١٩] رجال نجاشى، ص ٢٥٠؛ الفهرست طوسى، ص ٢٦٦.[٢٠] الغارات، ج ١، مقدمه صفحه د.[٢١] رجال كشى، ص ١٩٢ و ٢٢٣ و ٢٢٤ و ٢٢٥ (به ويژه حديث ٤٠٤ تا صفحه ٢٣١ و ٢٣٣ و ٣٦٤) و نيز مراجعه كنيد به الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج ١، ص ٢٤٠ ـ ٢٢٤؛ المبادى العامه للفقه الجعفرى، ص ٢٣٥ تا ٢٣٨.[٢٢] رجال كشى، ص ٢٢٤؛ تنقيح المقال، ج ٣، ص ٢٣٦.[٢٣] رجال نجاشى، ص ٣٤٩؛ رجال كشى، ص ٤٨٤؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٥٠.[٢٤] رجال نجاشى، ص ١٧١؛ الفهرست طوسى، ص ٢٠٣.[٢٥] تنقيح المقال، ج ١، ص ٦٦؛ المستدرك، ج ٣، ص ١٨٣.[٢٦] رجال ابن داود، ص ٢٧٣.[٢٧] كافى، ج ٧، ص ٣١١؛ تهذيب، ج ١٠، ص ٢٩٥.[٢٨] رجال كشى، ص ٢٢٤، چاپ دانشگاه مشهد.[٢٩] الغيبه طوسى، ص ٢١٩، چاپ نجف.[٣٠] همان، ص ٣٣٩ ٣٤٠.[٣١] الفهرست، ص ٤٣.[٣٢] المحاسن، مقدمه، صفحه ى.[٣٣] روضات الجنات، ج ١، ص ١٣، چاپ اول، به نقل از مقدمه محدث ارموى بر كتاب المحاسن، صفحه ج.[٣٤] المستدرك، ج ٣، ص ٥٥٢.[٣٥] مقدمه كتاب المحاسن، صفحات ج، د، و.[٣٦] رجال كشى، ص ٥٥٦؛ اعيان الشيعه، ج ٣، ص ١٤٠ ١٤١.[٣٧] الاعلام الهادية الرفيعه، ص ٢٤ ـ ٢٦.[٣٨] منقول از افادات آية اللّه العظمى بروجردى رضوان اللّه عليه در دروس فقه خود.[٣٩] رجال نجاشى، ص ٢٦٩.[٤٠] به نقل از تحقيقات على اكبر غفارى در پاورقى من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣.[٤١] رجال طوسى، ص ٢٧٤.[٤٢] من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣.[٤٣] رجال طوسى، ص ٣٠٤.[٤٤] الاعلام الهادية الرفيعه، ص ٩٩ ١٠١، چاپ ١٣٩٧ خراسان.[٤٥] همان.[٤٦] رجال نجاشى، ص ١٩١؛ رجال طوسى، ص ٢٣١.