شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٩٩
زيرا هيچ دليلى نداريم كه حمزة بن قاسم تنها كتاب منتخبات را روايت كرده و بصائر الدرجات را روايت نكرده است. به هر حال اگر اين نسخه موجود، نسخه منتخبات باشد در جايى كه سند آن معتبر باشد قابل اعتماد است زيرا حتى ابن وليد، هم احاديث اين كتاب را كه در سندشان، اشخاص ثقات وجود داشته اند روايت كرده است. [١] آقاى بهبودى در كتاب معرفة الحديث فصلى را تحت عنوان «المختلف من المؤتلف» گشوده و در ضمن آن نمونه هايى از كتبى را كه اختلاف نسخه داشته نام برده و اعتبار آنها را بدين جهت مورد ترديد قرار داده است. مؤلف اين كتاب اختلاف نسخه را به دليل بازى زنادقه با كتاب و دلايل ديگرى مانند اين دانسته است، در اين مقاله نيز كتاب بصائر الدرجات را به همين دليل مورد بى مهرى قرار مى دهد. اما خوانندگان عزيز مى دانند كه مؤلفين كتب چه بسا، خود بعد از تأليف كتاب و نشرش، در آن دخل و تصرف مى نمايند مطالبى را از آن كم يا بدان اضافه مى كنند. اكنون كه صنعت چاپ رواج پيدا كرده همه آشكارا مى بينند كه گاهى چاپ هاى بعدى كتاب چند برابر چاپ اول است، آيا اختلافات دو چاپ كتاب به معناى دخالت اشخاص غير قابل اعتماد يا عدم مراقب چاپخانه و... مى باشد؟ شبيه همين دو گونه گى ها در زمان سابق كه چاپ مطرح نبوده، توسط شخص مؤلف در كتاب ها انجام مى گرفته است. روات اين كتب هم برخى به نسخه اوليه كوچك و برخى به نسخه بزرگ دست يافته و آن را روايت مى كردند، بنابراين طبيعى است كه نسخ كتاب مختلف باشد اگر بخواهيم به ذكر نمونه هايى از اين حك و اصلاح و دخل و تصرفات بپردازيم سخن به درازا مى كشد. با اين توضيحات روشن مى شود كه دو نسخه داشتن بصائر به معناى بى اعتبارى اين كتاب نيست. در اينجا قسمتى از عبارت ذريعه را كه مورد استناد آقاى بهبودى بوده نقل مى كنيم تا خود بهتر قضاوت كنيد «...و هذا المطبوع هو البصائر الكبير
[١] وصول الاخيار الى اصول الاخبار، حسين بن عبدالصمد عاملى، ص ١٣٥.[٢] وصول الاخيار، ص ١٤٣.[٣] ر.ك: معرفة الحديث، ص ٢٥٢ ٢٥٤.[٤] فهرست، شيخ طوسى محمد بن الحسن، چاپخانه دانشگاه مشهد (افست از چاپ اسپرنگر)، ١٣٥١ش، ص ٢٨٨؛ رجال نجاشى، احمد بن على بن احمد بن العباس، چاپ مصحح دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ١٤٠٧ق، رقم ٩٤٨.[٥] اين رجالى معروف از نوادگان شخصى به نام نجاشى بوده و از اين رو به او ابن النجاشى گفته مى شود ولى لقب نجاشى، به عنوان لقب خانوادگى نيز درآمده و بنابراين به خود او نيز نجاشى اطلاق مى شود و غالبا در مورد اين رجالى همين لقب نجاشى به كار مى رود. القاب بسيار ديگرى نيز مانند اين لقب است به طور نمونه هشام كلبى (ابن الكلبى) ابن نديم صاحب فهرست (= نديم)، ابوبكر جعابى (= ابن الجعابى)، غضائرى احمد بن حسين صاحب كتاب رجال (كه به ابن غضائرى مشهور است).[٦] رجال نجاشى، ص ٣.[٧] كتاب من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق محمد بن على بن بابويه، مكتبه صدوق، تهران، ج ١، ص ٣، مقدمه كتاب رجال نجاشى، رقم ٩٣٩.[٨] رجال نجاشى، رقم ٤٦٧؛ فهرست شيخ طوسى، ص ١٥٣.[٩] فهرست شيخ طوسى، ص ١٥٣.[١٠] الذريعة، شيخ آقابزرگ تهرانى، چ ٣، دار الاضواء بيروت، ١٤٠٣ق، ج ٣، ص ١٢٤.[١١] به طور نمونه ببينيد معارج الاصول، محقق حلى جعفر بن حسن بن سعيد، چاپ اول، مؤسسه آل البيت قم، ١٤٠٣ق، ص ١٤٩؛ شرح البداية فى علم الدراية (= الرعاية فى شرح البداية)، شهيد ثانى زين الدين بن على، كتابخانه مسجد چهل ستون، تهران، ١٤٠٢ق، ص ٩٢؛ معالم الدين، شيخ حسن عاملى فرزند شهيد ثانى زين الدين، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ١٤٠٦ق؛ المطلب السادس فى الأخبار، اصل چهارم، ص ٢٠٠.[١٢] عدة الاصول، شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى، مؤسسه آل البيت، قم، ١٤٠٣ق، ج ١، ص ٣٧٩ـ٣٨١.[١٣] ر.ك: رجال نجاشى، ص ٢٩٦.[١٤] بحار الأنوار، ج ٢٥.[١٥] بحار الأنوار، ج ٨٠، ص ٣٠٩.[١٦] بحار الأنوار، ج ١، ص ١٢ ٣٠.[١٧] معالم الدين، ص ٢١٥.[١٨] بحار الأنوار، ج ٨٠، ص ٦٢، ٢٧٨، ٣٦٧ و ج ٨٣، ص ١٥، ٣٤، ٣١٥.[١٩] ج ٨١، ص ٧.[٢٠] مشيخه كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٥٣٤.[٢١] رجال شيخ طوسى، المطبعه الحيدريه، النجف الاشرف، ١٣٨٦ق، ص ٥١٠.[٢٢] بين دو عبارت مشيخه، ص ٢٩ و مشيخه استبصار، ج ٤، ص ٣١٠ تفاوت چندانى وجود ندارد مگر در عبارت اخير كه در تهذيب به صورت «اخبرنا ايضا احمد بن عبدون الخ» آمده و در استبصار به صورت «اخبرنا به ايضا احمد بن عبدون الخ» درج شده است ولى لفظ «به» در اين عبارت حتما زائد است والا عبارت نادرست مى گردد (و نيز ر.ك: فهرست شيخ طوسى، ص ٣٢٧)[٢٣] مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسى، مطبعة عرفان، صيدا، ١٣٥٦ق، ج ١٠، ص ٣٧٧.[٢٤] سوره مزمل، آيه ٢٠.[٢٥] آخرين باب بصائر الدرجات، صفار محمد بن حسن بن فروخ، چاپ كتاب تبريز، ١٣٨١ق، ص ٥٣٧؛ مختصر بصائر الدرجات، حسن بن سليمان حلى، چاپ اول، مطبعه حيدريه، نجف ١٣٧٠ق، ص ٩٨؛ بحار، ج ٢٥، ص ١٣٦٥. تذكر: كتابى كه به نام مختصر بصائر الدرجات تأليف حسن بن سليمان حلى به طبع رسيده، كتابى است در موضوع رجعت، نام آن بر ما روشن نيست در اين كتاب از مختصر بصائر الدرجات تأليف سعد بن عبداللّه اشعرى رواياتى را نقل نموده است. تفضيل كلام را به فرصت مناسب وا مى گذاريم. (عجالتا رجوع كنيد به: رياض العلماء و حياض الفضلاء، عبداللّه افندى اصفهانى، چاپخانه خيام، قم، ١٤٠١ق، ج ١، ص ١٩٣ ١٩٥، ذريعه، ج ٢٠، ص ١٨٢).[٢٦] سوره اسرا، آيه ٨٥ .[٢٧] معجم رجال الحديث، آيت اللّه خوئى، سيد ابوالقاسم بن على اكبر، چاپ سوم، بيروت، ١٤٠٣ق، ص ١، ص ٣٦.