شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٣٨
كتاب جامعه كه حاوى همه احكام و قوانين مورد نياز بشريت بود بخش دوم از سنت پيامبر است كه به اميرالمؤمنين عليه السلام سپرده شده تا به عنوان سند مكتوب همه سخنانى كه ائمه اطهار عليهم السلام در مورد احكام دين مى گويند باشد. [١] از بحث در سرنوشت آن قسمت از احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله كه به صحابه الغا شده مى گذريم كه خود محتاج بحثى ديگر است. [٢] اما آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله به دست وصى خود اميرمؤمنان عليه السلام سپرد و در ميان خانواده خود به ارث گذاشت به سلامت تمام دست به دست گشت تا امكان بازگفتن عام آن، در عصر امام باقر و صادق عليهماالسلام و بعد از آن فراهم آمد. اين دو بزرگوار بسيارى از اوقات، با تكيه بر همان اسناد مكتوب (= كتاب جامعه) براى ياران و شاگردان خود احكام اسلام را بيان كرده يا ايشان را از اشتباهات و انحرافات كه گريبانگير مجتمع بود رهايى بخشيده اند. [٣] در حد اطلاعات كنونى ما، اولين بار دستور كتابت و ثبت احاديث، به صراحت و پى گيرى از امام صادق عليه السلام صدور يافت [٤] تا بدين وسيله آنچه ائمه با تكيه بر موهبت عصمت و برگرفته از سند مكتوب و قطعى به مردم مى آموزند، با كتابت بهتر محفوظ بماند. اين مسئله به صورت يك رسم و سنت حسنه در ميان شيعه برقرار ماند تا آن جا كه در عصر امام موسى عليه السلام اصحاب و اهل بيت و شيعه آن حضرت، هنگامى كه در مجلس ايشان حضور مى يافتند الواحى از آبنوس، و قلم به همراه داشته، و هر چه امام مى گفت، و يا هر حديثى كه مى فرمود، و يا هر فتوايى كه اظهار مى داشت بلافاصله
[١] بصائر الدرجات، ص ١٤٢ ١٦١، چاپ تبريز؛ اصول كافى، ج ١، ص ٢٤٠؛ ارشاد مفيد، ص ٢٥٧، چاپ آخوندى.[٢] مراجعه كنيد به مقدمه مرآة العقول، ج ١، ص ٢٧ تا ٣٥؛ الحياة السياسية للامام الحسن.[٣] كافى، ج ٧، ص ٩٤ تا ٩٥؛ التهذيب، ج ٩، ص ٢٧١؛ الوسائل، ج ١٧، ص ٥٠٤؛ بصائر الدرجات، ص ١٤٥، حديث ٢٢؛ الاستبصار، ج ١، ص ٣٨٣.[٤] اصول كافى، ج ١، ص ٥٢، ح ٨ و ٩ و ١٠ و ١١؛ صحيح الكافى، ج ١، ص ٧، ح ٢١؛ مرآة العقول، ج ١، ص ١٨٠؛ وسائل الشيعة، ص ٩٧؛ سيرة الائمة الاثنا عشر، ج ٢، ص ٢٥٦؛ بحار الأنوار، ج ٣، ص ١٥٣ ١٤٤؛ ١٦ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام .