شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٣٢
دين خاموشى نگرفت... تا آن كه به سوى قرآن بازگشتم و در معانى آن به جستجو پرداختم... دريافتم كه بحمدللّه قرآن مقصود هر كاوش و پايان هر اشتياقى است. {-٧-}
مشرب حديثى ملّاصدرا
صدرالمتألهين، پيش از هر عنوان علمى ديگر، فيلسوف و عارف است و اساس فكرى ايشان با اين دو دانش شكل گرفته است. گرچه چنان كه پيشتر گفتيم او در محدوده اين دو دانش محصور نماند و با روى آوردن به قرآن و سنت خود را از اسارت آنها نيز آزاد كرد، اما به هر حال، تأثير مبانى و گرايش به اين دو دانش در همه يا بيشتر آثار ملّاصدرا هويداست. اين مدعا در شرح او بر روايات الكافى نيز صادق است. شاهد گرايش صدرالمتألهين به مبانى فلسفى در شرح روايات آن است كه او هرگونه مخالفت با تعمق در معارف الهىِ انعكاس يافته را برخاسته از انديشه حنبلى نگرى مى داند، كه بر قشر و ظاهر روايات بسنده كرده و خود را از گوهرهاى درون اين صدف ها محروم ساخته اند. بنگريد به اين روايت: إن الناس اَلوا بعد رسول اللّه صلى الله عليه و آله إلى ثلاثة : ... و جاهل يدع العلم لا علم له معجب بما عنده...؛ [٢] مردم، پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله به سه دسته رجوع كردند:... و نادانى كه ادعاى علم دارد، حال آن كه فاقد علم است و به جهل خود فريفته است. وى به فقيهانى كه تنها به فتوا دادن بسنده كرده و علم دين را منحصر به فقه دانسته و از تهذيب و سير و سلوك روى گردانده اند، شديدا حمله مى كند: بدان، آنان كه بيش از ديگران مغرور و خود فريفته اند، گروهى هستند كه تنها به علمِ فتوا و احكام و حفظ مسائل حلال و حرام بسنده كرده و گمان كرده اند
[١] الكافى، ج١، ص ١٦٨.[٢] همان، ص ٣.[٣] همان، ص ١٦٩.[٤] همان، ص ١٦٦ ١٦٧.[٥] ر.ك: تفسير القرآن الكريم، ج ٥، مقدمه. و نيز آغاز شرح الكافى شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ١٧٠.[٦] همان، ج ٢، ص ٦١٧.[٧] تفسير القرآن الكريم، ج ٦، ص ١.[٨] اصول الكافى، ج ١، ص ٣٣.[٩] همان، ص ٦٦ ٦٧.[١٠] همان، ص ٢١٥.[١١] همان، ص ٢١٦.[١٢] همان، ص ٢١٦ ٢١٧.[١٣] مرآة العقول، ج ١، ص ٣٠.[١٤] سوره ق، آيه ٣٧.[١٥] شرح اُصول الكافى، ج١، ص ٣٥٧.[١٦] همان، ص ٥٥٤.[١٧] سوره الرحمن، آيه ٧.[١٨] شرح اُصول الكافى، ج١، ص ٥٧٧ ٥٧٨.[١٩] همان، ج ٢، ص ٥٣٠.[٢٠] همان.