شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٧٤
الحديث آمده است و ايشان با وجود ارجاع بدان، باز ابوحمزه را تضعيف كرده اند كه مايه شگفتى است. حال اگر از اين دلايل كه عدالت او را ثابت مى كند صرف نظر كنيم وثاقت او غير قابل انكار است، زيرا جميع علماى رجال او را توثيق كرده اند و اين كه ايشان مى گويند: «علما بدون توجه به اين كه فسق جوارحى به راستگويى صدمه مى زند او را توثيق نموده اند» كلامى بدون دليل است بلكه براى علماى رجال تا وثاقت فاسقى، كاملاً ثابت نشده باشد او را توثيق نمى نمايند. [١] و از اين گذشته خود على بن حسن بن فضال كه نسبت فسق به ابوحمزه داده است، فطحى مذهب بوده و داراى عقيده فاسد بوده است كه به مراتب از بدكردارى بدتر است بنابراين عادل محسوب نمى شود ولى راوى موثقى است و وثاقت او از توثيق شيخ طوسى و نجاشى و مانند ايشان به دست آمده است. [٢] حال با اين ترتيب چگونه با وجود فاسق بودن على بن حسن بن فضال توثيق علماى رجال درباره وى بدون ترديد پذيرفته مى شود ولى شبيه همين توثيق در مورد ابوحمزه ثمالى رد مى شود و اصولاً اگر ما اين سخن را بپذيريم ديگر به سخن كدام رجالى و در كدام مورد، مى توانيم اعتماد كنيم؟ شايد توثيقات ايشان در مورد غير ابوحمزه ثمالى نيز ناشى از عدم توجه به اين مسئله بوده است، در ضمن اين بحث روشن شد كه كتاب معرفة الحديث به جهت تضعيف يك راوى، چگونه به روش هاى غير علمى تمسك جسته است. ٦. ايشان در مورد كتاب صحيح الكافى مى گويند: «اصولاً كسى نمى تواند به كتاب صحيح الكافى اعتراض كند، كسانى كه تمام احاديث كافى را تقديس مى كنند
[١] ببينيد رجال سيد بحرالعلوم، ج ٤، ص ١٤٧.[٢] رجال نجاشى يا به تعبير بهتر فهرست نجاشى ـ ، احمد بن على بن احمد بن عباس نجاشى، مكتبه الداورى، ١٣٩٧ق، قم (افست از چاپ بمبئى)، ص ١٨١؛ فهرست شيخ طوسى، چاپ دانشگاه مشهد، ١٣٥١، افست از چاپ اسپرنگر ص ٢١٦؛ رجال شيخ طوسى المطبعة الحيدريه، النجف الاشرف، ١٣٨١ق، ص ٤١٩ و ٤٣٣ (بدون توثيق)؛ قاموس الرجال، ج ٦، ص ٤٥٤؛ معجم رجال الحديث، ج ١١، ص ٣٣١. البته در روايتى در مورد خاندان بنى فضال آمده است: «خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا»، ولى روايت ضعيف است (معجم رجال الحديث، ج ١١، ص ٣٣٤)، نيز ببينيد منتقى الجمان، ج ١، ص ١٥.