شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٨٦
تفسير سورة الطارق كه در سال ١٠٣٠نوشته شده است. [١] اكسير العارفين كه در سال ١٠٣١نگارش يافته است. [٢] الأسفار الأربعة كه قبل از سال ١٠٤١ق (سال وفات ميرداماد) تأليف شده است؛ زيرا در جلد ششم آن، از ميرداماد با دعاى (دام عمره) و (دام ظلّه) ياد شده است. [٣] به نوشته برخى از فهرست نگاران، ملّاصدرا در سال ١٠٣٧ مشغول تأليف اسفار بوده است. [٤] شرح اُصول الكافى كه در سال ١٠٤٤ق،نوشته شده است. [٥] سال وفات ملّاصدرا ١٠٥٠ق، است. بنابراين، مسلّم است كه شرح اُصول الكافى، آخرين اثر يا از آخرين آثار ملّاصدراست كه آن را در اواخر عمر، يعنى در ٦٥سالگى تأليف كرده و نسبت به دو كتاب عظيم ديگر او تفسير و اسفار، مؤخّر است. او در شرح اُصول الكافى مى نويسد: إعلم أنّ هذا المطلب (حدوث العالم وهلاكه) من أعاظم الاُصول الايمانية ولم نعرف أحدا من المشهورين بالحكمة والعرفان من الحكماء والصوفية و غيرهم حقّق هذا الأصل بالبرهان... و نحن بفضل اللّه وتأييده حقّقناه بنور البرهان... ومن أحبّ الاطّلاع عليه فليرجع الى أواخر المجلد الثالث من كتاب الأسفار الاربعة [٦] أو الى رسالتنا المعمولة فى هذا المطلب. [٧] و نيز در جاى ديگر درباره روح مى گويد: وقد بيّناه فى الأسفار الأربعة. [٨] در شرح اُصول الكافى در مورد تفسير مى نويسد: ثم من النوادر الغريبة أنّ هذا العبد المسكين كان فى سالف الزمان متأمّلاً
[١] همان جا.[٢] الذريعة، ج٢، ص ٢٧٩.[٣] الأسفار الأربعة، ج٦، ص٣٥٢ و ٣٨١.[٤] يادنامه ملّاصدرا، ص ١١١.[٥] اين تاريخ در پايان كتاب العقل و العلم و كتاب التوحيد، موجود است.[٦] ر. ك: الأسفار الأربعة، ج٧، ص٢٨٢ (الموقف العاشر).[٧] شرح اُصول الكافى (چاپ سنگى افست)، ص٣٦٩. گويا مقصود از رساله اى كه به آن ارجاع داده است، رساله حدوث العالم است كه با چند رساله ديگرچاپ شده است.[٨] شرح اُصول الكافى، ج١، ص ٤٧٣.