شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٠٦
نيز در بغداد به استفاده از محضرش پرداخته اند؟ به اين عبارت شيخ صدوق در مشيخه فقيه توجه بفرماييد: «و ما كان فيه عن محمد بن يعقوب الكلينى رحمة اللّه عليه فقد رويته عن محمد بن عصام الكلينى و على بن احمد بن موسى، و محمد بن احمد السنانى رضى اللّه عنهم عن محمد بن يعقوب الكلينى و كذلك جميع كتاب الكافى فقد رويته عنهم عنه عن رجاله». [١] چه دليلى داريم كه اين اشخاص هم خصوصا نفر سوم كه در رجال شيخ او را نزيل رى معرفى مى كند، [٢] نيز در بغداد به خدمت شيخ كلينى رسيده اند بلكه خود عبارت مشيخه تهذيب و استبصار نيز كه مورد استشهاد آقاى بهبودى بوده، نيز استفاده نمى شود، تمام اساتيد شيخ طوسى در بغداد به روايت از كلينى پرداخته اند. تنها مطلبى كه از اصل عبارت اين كتب بر مى آيد اين است كه دو استاد ابن حاشر احمد بن ابى رافع و ابوالحسين عبدالكريم بن عبداللّه بن نصر بزاز جميع تأليفات و احاديث شيخ كلينى را در بغداد، باب كوفه، درب سلسله به سال ٣٢٧ از وى روايت نموده اند [٣] البته ظاهرا ترجمه آقاى بهبودى چندان دقيق نيست ولى چون تفاوت متن و ترجمه به بحث ما ارتباط ندارد از ذكر آن خوددارى مى كنيم. بارى اگر فرض كنيم كه كافى در قم و يا كوفه عرضه نشده آيا دليل آن حتما ترس از عرضه آن بوده است؟ آيا احتمال نمى رود قم كه به تصريح آقاى بهبودى بيش از ١٢ هزار حديث كافى به نام مشايخ اين دانشگاه مزين شده احتياج چندانى به عرضه اين كتاب نداشته است؟ يا احتمالات ديگرى كه تصور مى رود. بلكه اصلاً شايد مسافرت آن محدث جليل القدر و نامدار به بغداد هيچ ارتباطى به كتاب كافى نداشته و به دليلى
[١] رجال شيخ طوسى، المطبعه الحيدريه، النجف الاشرف، ١٣٨٦ق، ص ٥١٠.[٢] بين دو عبارت مشيخه، ص ٢٩ و مشيخه استبصار، ج ٤، ص ٣١٠ تفاوت چندانى وجود ندارد مگر در عبارت اخير كه در تهذيب به صورت «اخبرنا ايضا احمد بن عبدون الخ» آمده و در استبصار به صورت «اخبرنا به ايضا احمد بن عبدون الخ» درج شده است ولى لفظ «به» در اين عبارت حتما زائد است والا عبارت نادرست مى گردد (و نيز ر.ك: فهرست شيخ طوسى، ص ٣٢٧)[٣] مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسى، مطبعة عرفان، صيدا، ١٣٥٦ق، ج ١٠، ص ٣٧٧.