شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢٧
نادرستى آن، آن را در دفتر ثبت مى كرده، عدم توجه به واقعيت و تحريف آن است زيرا چنان كه قبلاً متذكر شديم: طبق اعتراف نجاشى و ديگران، او از يك سو رئيس شيعه در «رى» بوده و تنها در دو سال آخر عمرش به بغداد رفته بود، و از سوى ديگر، او دانشمندى بوده كه از محضر اساتيد و بزرگانى مانند «على بن ابراهيم قمى» صاحب تفسير معروف، و «محمد بن حسن صفار» صاحب كتاب «بصائر الدرجات» و ده ها اساتيدى كه قبلاً ياد كرديم، علم حديث و دانش فرا گرفت و نيز شاگردانى از قبيل: «ابن قولويه» و «تلعكبرى» و «شيخ صدوق» تربيت كرد كه آنها نيز به نوبه خود اعاظمى چون شيخ مفيد و نجاشى و كشى و نظائر اينها را پرورش دادند. [١] به علاوه چنان كه مى دانيم: مرجع تشخيص در اين گونه موارد، دانشمندان علم رجال و خبرگان اين فن اند، از اين رو علاوه بر مطالبى كه قبلاً در اين باره نقل كرده ايم، توجه شما را به اعترافات زير جلب مى نمايم: ١. ابن حجر درباره شخصيت كلينى مى نويسد: وكان من فقهاء الشيعة والمصنفين على مذهبهم، هو من رؤساء فضلاء الشيعة في أيام المقتدر. [٢] ٢. مرحوم فيض كاشانى درباره كتاب كافى مى نويسد: اما الكافى فهو وإن كان أشرفها (كتب اربعة) وأوثقها وأتمها وأجمعها لاشتماله على الاصول من بينها وخلوّه من الفضول وشينها. [٣] ٣. مرحوم مجلسى در مقدمه كتاب مرآة العقول درباره او و كتابش مى نويسد: وابتدأت بكتاب الكافى للشيخ الصدوق ثقة الاسلام، مقبول طوائف الإمام، ممدوح الخاص والعام: محمد بن يعقوب الكلينى حشره اللّه مع الائمة الكرام، لأنه كان أضبط الاُصول وأجمعها وأحسن مؤلفات الفرقه الناجيه وأعظمها. [٤]
[١] به مقدمه اصول كافى نوشته «حسين على محفوظ» و مقدمه معانى الاخبار به قلم مرحوم آية اللّه ربانى شيرازى و ديگر كتب رجال و تراجم مراجعه شود.[٢] لسان الميزان، ج ٥، ص ٤٣٣ به نقل از مقدمه كافى به قلم حسين على محفوظ.[٣] وافى، ج ١، ص ١.[٤] مرآة العقول، ج ١، ص ٣.