شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٣٣
كه آن، علم دين و علم به قرآن و سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله است، و علم راهيابى به آخرت و مجاهده با نفس و تهذيب باطن را رها كرده اند... ترديدى نيست اينان كه تنها به صورت علم فريفته شده و به دانشى كه اندوخته اند دلخوش اند و اين نشئه ها را انكار مى كنند؛ زيرا آنان از علومى كه حقيقتا علم است و از معارفى كه بدانها اشاره كرده ايم آگاهى ندارند و از چنين دانشى روى گردانده و آن را انكار مى كنند. [١] صدرالمتألهين، مقصود از عقل را كه در روايت «لما خلق اللّه العقل استنطقه» [٢] نخستين آفريده خدا معرفى شده صادر اول مى داند. [٣] نيك مى دانيم كه اعتقاد به وجود صوادر عقلانىِ اوليه از جمله معتقدات فلاسفه است؛ هرچند با تعمقى در خور و شايسته در روايت استنطاق عقل، آن را بر وجود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تطبيق مى كند. [٤] در مقابل، مرحوم علّامه مجلسى به خاطر تطبيق اين روايات بر عقول دهگانه و صوادر اوليه به شدت بر فلاسفه تاخته و آنان را افرادى مستبد و خودرأى در راهى غير از شريعت معرفى كرده است. [٥] ملّاصدرا مقصود از قلب را در آيه «إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» [٦] معناى عقلى كه مدرك معانى كلى نظرى است دانسته است. [٧] او معلم دوم، پس از خداوند را جبرييل دانسته و روح القدس را عقل فعّال معرفى كرده است [٨] و مقصود از ميزان را در آيه شريف «وَ السَّمَآءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ» [٩] روش منطق دانسته و به كسانى كه آن را ترازوى مادى متعارف معنا كرده اند، تاخته است. [١٠] ملّاصدرا با درنگى هوشمندانه حديث «أبى اللّه أن يجرى الأمور إلا بأسباب؛
[١] همان، ص ٦٦ ٦٧.[٢] همان، ص ٢١٥.[٣] همان، ص ٢١٦.[٤] همان، ص ٢١٦ ٢١٧.[٥] مرآة العقول، ج ١، ص ٣٠.[٦] سوره ق، آيه ٣٧.[٧] شرح اُصول الكافى، ج١، ص ٣٥٧.[٨] همان، ص ٥٥٤.[٩] سوره الرحمن، آيه ٧.[١٠] شرح اُصول الكافى، ج١، ص ٥٧٧ ٥٧٨.