شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٥٠
ثالثا، درصدد شناخت و تعيين طبقات رجال است كه سهم وافرى در ارزيابى اسناد روايى دارد، شناخت و تعيين طبقات از چند طريق است كه در مقدمه شرح از آنها سخن رفته است. رابعا، مشتركات رجال را شناسايى كرده و بر طبق معيارهايى مضبوط تا حد ميسور آنها را جدا و متمايز مى سازد، به گونه اى كه راوى واقعى حديث كه با ديگر روات همنام است، شناخته شود. خامسا، قرائن مثبت و منفى متن را تا آنجا كه فرصت و توان و ديگر امور لازم اجازه دهند مورد بررسى قرار داده و بر پايه طريقه تجميع از آنها در ارزيابى حديث استفاده مى كند. سادسا، مسلك هاى متعدد را در حين تحقيق رجال حديث مورد اشاره يا بحث قرار مى دهد. و سابعا، پس از به سامان رساندن امور ياد شده، حديث را از جنبه اعتبار و حجيت بر طبق سه مسلك، تحقيق و ارزيابى مى كند، اين سه مسلك يكى طريقه قدما است، ديگرى طريقه متأخرين و سوم مسلك تجميع. ٤. مقارنه متون احاديث با آيات قرآن. كارى كه به دليل ارتباط تنگاتنگ احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و عترت عليهم السلام بايد انجام گرفته و برايندش ملحوظ گردد. احاديث، بيان ها و تفسيرها و تفصيل ها و تأويل هايى از قرآنند كه از وحى گرفته شده اند و كانون آنها علم خطاناپذير و آسمانى معصومين عليهم السلام است، قرآن، مرجع و مأخذ و ميزان احاديث مى باشد. ٥. تفسير آيات مرتبط با روايات مورد شرح. از اين جهت، شرح مذكور امتدادى از تفسير قرآن است. ٦. ارجاع حديث به حديث و تفسير احاديث به يكديگر و حل تعارضات از طرق مأثوره و بر اساس روش اكتشافى. ٧. تحقيق مقارن اجتهادى در مبحث اصول شناخت و اعتقاد و در مباحث اخلاق و تدابير و مدن و در مباحث فقهى و اصولى.