شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٩٩
امامان مى دانستند و بويژه در بخش احاديث فقهى تكيه اصلى خود را بر اين كتاب مى گذاشته اند، ولى در عين حال احاديث اين كتاب را مورد نقادى فقهى، اصولى و رجالى قرار مى دادند. آنان همواره بر اين امر تأكيد داشته اند كه احاديث كتاب هاى اربعه حديثى و از جمله كتاب الكافى نيز مى بايست مورد دقت هاى رجالى و ارزيابى كارشناسانه فقهى قرار بگيرند و نمى توان از «قطعى الصدور» بودن آنها سخن گفت [١] در همين ارتباط آنان به ضعيف بودن و يا دست كم غير صحيح بودن شمارى از احاديث كتاب الكافى حكم كرده اند و بدين وسيله نظريه حجيت تمامى احاديث كتاب الكافى را كه به ويژه از سوى اخباريان طرح مى شده است، رد كرده اند [٢] به همين دليل هم پاره اى از عالمان امامى به وجود احاديث ضعيف و يا دست كم غير صحيح، از نقطه نظر شيوه متأخران در زمينه تقسيم احاديث [٣] در كتاب الكافى اشاره كرده و انواع چهارگانه حديث را از ديدگاه شيوه ياد شده، در اين كتاب برشمرده اند. [٤] در مقابل، اخباريان كه با توجه به مبانى خاص خود در زمينه حجيت منابع چهارگانه فقه شيعى (كتاب خدا، سنت / حديث، عقل و اجماع) رويكردى متفاوت نسبت به حديث در مقايسه با اصوليان شيعى داشته اند و احاديث را منبع اصلى حجيت فقهى مى دانند، بر صحت و «قطعى الصدور» بودن احاديث متون «اصول» و كتاب هاى اصلى حديثى اماميه و يا دست كم كتب اربعه و از جمله كتاب الكافى تأكيد كرده اند [٥] الاطهار، مطبعة النعمان نجف اشرف، ١٣٩٦ق، ص ٥٦، ٨٢ ٨٥؛ فيض كاشانى، الوافى، چاپ سنگى ايران، ١٣٢٨ ق، ج ١، ص ١١؛ حر عاملى، وسائل الشيعة، بيروت، دار احياء التراث العربى، ١٣٩١ق، ج ٢٠، ص ٦٢ ٦٥ و ص ٩٦ و ١٠٤ ؛ بحرانى (ت ١١٨٦ ق )، الحدائق الناضرة، تحقيق محمد تقى ايروانى، نجف، مطبعة النجف، ١٣٧٦ ق، ج ١، ص ١٥ ٢٤. اخباريان در عين حال به اظهارات كلينى و شيخ صدوق در مقدمه الكافى و من لايحضره الفقيه و عقيده اى كه آنان نسبت به احاديث وارد شده در اين دو كتاب ابراز داشته و آنها را «حجت» و يا مبناى عمل فرض كرده اند، استناد مى كنند تا ادعاى خود را اثبات نمايند؛ نك: فيض كاشانى، الوافى، ج ١، ص ١١؛ محمد تقى مجلسى، لوامع صاحبقرانى، مقدمة، فائدة ١/١١؛ براى نقد اين شيوه از سوى اصوليان، نك: كاشف الغطاء، كشف الغطاء، ايران، مطبعة محمد باقر، ١٣٧١ ق، مبحث ٤٨؛ خوئى، معجم رجال الحديث، المدخل، ج ١، ص ١٠٣ ١٠٤. و
[١] نك: بهبهانى، الفوائد الحائرية، چاپ شده ضمن رجال الخاقانى، ص ٢١٠ ٢١٨.[٢] نك : سيد محمد مجاهد، مفاتيح الأصول، ص٣٣٤؛ خويى، معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٩٢.[٣] براى شيوه متأخران و اقسام چهارگانه حديث نزد آنها، نك: شهيد الثانى، الدراية فى علم مصطلح الحديث، مطبعة النعمان، نجف اشرف، ص ١٩ ٢٤؛ عاملى، حسين بن شهاب الدين، هداية الابرار، ص ١٠٩.[٤] مانند فخر الدين طريحى (درگذشته ١٠٨٥ق)، جامع المقال، ص١٩٣؛ يوسف بحرانى (درگذشته ١١٨٦ق)، لؤلؤة البحرين، ص٣٩٤ به نقل از برخى مشايخ خود؛ محمد مهدى بحر العلوم، رجال السيد بحر العلوم، ج ٣، ص ٣٣١؛ محمد بن سليمان تنكابنى (درگذشته ١٣١٠ق )، قصص العلماء، ص٤٢٠؛ آغا بزرگ طهرانى، الذريعة، ج ١٧، ص ٢٤٥. طريحى مى نويسد كه از مجموع ١٦١٩٩ حديث الكافى، تعداد صحيح ٥٠٧٢ و تعداد حَسَن ١٤٤ و موثَّق ١١١٨ وقوى ٣٠٢ وضعيف ٩٤٨٥ حديث است.[٥] نك : استرابادى، الفوائد المدنية، چاپ سنگى تهران، ١٣٢١ق، ص ١٨١ ١٨٣؛ عاملى، حسين بن شهاب الدين (درگذشته ١٠٧٦ق)، هداية الابرار إلى طريق الائمة