شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٩٦
القطيفى (درگذشته ٩٥٠ق)، فقيه نامدار و معارض محقق كركى نيز با اشاره به نام كتاب الكافى، اين كتاب را همانند اسمش كافى و وافى به مقصود دانسته است. [١] شهيد ثانى هم جمع، ترتيب، تنظيم و اسانيد كتاب الكافى را ستوده است. [٢] وى كتب اربعه را عماد ايمان و بنياد دعائم اسلام مى خواند [٣] شيخ حسين بن عبدالصمد، پدر دانشمند شيخ بهايى در مورد كتاب الكافى مى نويسد كه كلينى كتاب خود را كه در مدت بيست سال تدوين كرده بود، تهذيب كرد و پيراست و اين كتاب بر مجموعه اى از احاديث مشتمل است كه در ديگر كتاب ها يافت نمى شود. [٤] سيد مير محمد باقر الداماد نيز از عالمان دوره صفوى است كه در عين حال كه فيلسوف بود، ولى به كتاب هاى حديث و از همه مهم تر كتاب الكافى بهاى بسيار مى داد [٥] و مى دانيم كه بر اين كتاب شرحى هم نوشت. سيد محمد مهدى بحرالعلوم (درگذشته ١٢١٢ق) فقيه اصولى، اين كتاب را كتابى «جليل» و «عظيم النفع، عديم النظير» دانسته و آن را به دليل حسن ترتيب و تهذيب، دقت در نقل، جامع اصول و فروع بودن و اشتمال بر اكثر روايات امامان، بى نظير و برتر از همه كتاب هاى حديثى دانسته است. [٦] در ميان جريان اخبارى، ملا محمد امين استرابادى (درگذشته ١٠٣٦ ق) پيشوا و بنيانگذار اخباريان، در الفوائد المدنية به نقل از مشايخ گذشته چنين مى آورد كه كتابى همانند كافى در تاريخ اسلام نوشته نشده است. [٧] فيض كاشانى (درگذشته ١٠٩١ق) كه وى هم مسلك اخبارى داشته است، كتاب الكافى را به دليل اشتمال بر اصول حديث و خالى بودن از زياده گويى و مطالب بى فايده، شريف ترين و كامل ترين و موثق ترين كتاب حديثى شيعه معرفى مى كند، به اين دليل كه مشتمل بر «اصول» است [٨] مولى محمد تقى مجلسى
[١] بحار الأنوار، ج ١٠٨، ص ١١٤.[٢] همان، ص ١٤١؛ و ج ١٠٩، ص ٧، ٩١، ١٠٤.[٣] همان، ج ١٠٨، ص ١٣٨.[٤] نك: حسين بن عبدالصمد، وصول الاخبار؛ نيز نك: مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٣٢.[٥] بحار الأنوار، ج ١١٠، ص ٤.[٦] نك: الفوائد الرجالية، ج ٣، ص ٣٣٠.[٧] نك : استرابادى، الفوائد المدنية، ص ٢٠٠؛ نك: نورى، مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٣٢.[٨] نك: فيض كاشانى، الوافى، ج ١، ص ٦؛ نيز نك: بحرانى، لؤلؤة البحرين، ص ٥.