شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٦٠
ايشان در گذشته و حال كرده اند: اول تعيين درجه صحت و احاديث، و دوم توضيح و تفسير آن ها بر اساس قرآن و سنت و دلايل عقلى. البته بر خلاف آنچه از عبارات آقاى بهبودى ممكن است فهميده شود علامه مجلسى رحمه اللهروايات كتب اربعه از جمله كافى را معتبر مى دانند. ايشان در جلد اول مرآة العقول با صراحت به اين مسئله اشارت دارند: و الحق ان وجود الخبر فى امثال تلك الاصول المعتبرة مما يورث جواز العمل به لكن لابد من الرجوع الى الاسانيد لترجيح بعضها على بعض عند التعارض، فان كون جميعها معتبرا لاينافى كون بعضها اقوى. [١] در واقع آن چه ايشان از صحيح و حسن و موثق وضعيت در مرآة العقول در مورد احاديث كافى مى گويند به اصطلاح متأخران است كه در مقاله ممتّع حضرت استاد سبحانى دامت افاضاته در شماره گذشته بيان شد، و طالبان تفصيل مى توانند توضيح بيشتر آن را در الدراية شهيد ثانى (١٩ تا ٢٥) و منتقى الجمان فرزند ايشان (١/٤ تا ٨ چ جديد) و مشرق الشمسين شيخ بهاءالدين عاملى (ص ٣) و دراية الحديث (ص ٣٨) و علم الحديث (ص ١٠٨ و ١٠٩) استاد شانه چى مطالعه كنند. اشكال ديگرى كه بر طرح آقاى بهبودى در تدوين صحيح الكافى وجود دارد اين است كه بر فرض در حدود دوازده هزار حديث كافى غير صحيح شمرده شود آيا حديث غير صحيح به معناى «مجعول» و «ساختگى» و صد در صد غير قابل اعتنا و عمل است يا خير؟ مطلب به شكل ديگرى است؟ آيا نه اين است كه اهل تحقيق از قرن هفتم به بعد، اضافه بر صحيح، حديث حسن و موثق را فى الجمله قابل اعتماد و عمل مى دانند (مراجعه كنيد به الدراية الشهيد الثانى، ص ٢٥ و ٢٦ و ٢٧) و منتقى الجمان (ج ١، ص ٣ و ٤) و وصول الأخيار (ص ٩٦ و ٩٧) و مشرق الشمسين (ص٣) و رجال بحر العلوم (ج ١، ص ٤٦٠)). فرمايش شيخ بهاء الدين عاملى چنين است: قد استقر اصطلاح المتأخرين من علمائنا رضى اللّه عنهم على تنويع الحديث
[١] مرآة العقول، ج ١، ص ١٤٨.[٢] همان، ج ١، ص ١٤٢ و ٢١٠ و ج ١٢، ص ٦٣.[٣] همان، ج ٣، ص ٦١ تا ١٠٣ (در مورد ٩ حديث).[٤] همان، ج ١٢، ص ١٨١.[٥] معرفة الحديث، ج ١، ص ٣ ٥.[٦] اصول كافى، ج ١، ص ٦٧.[٧] مرآة العقول، ج ١، ص ٢٢.[٨] مشرق الشمسين، ص ٣.[٩] الدراية، ص ٢٧.[١٠] همان، ص ٢٩.[١١] شرح اصول كافى، ملا صدرا، ص ١٨.[١٢] احسن التقاسيم، ج ٢، ص ٥٨٢ ـ ٥٨٤ با اندك تغيير لفظى در ترجمه علينقى منزوى.[١٣] رجال نجاشى، ص ٢٩٢؛ رجال ابن داود، ص ٣٤١.[١٤] بحار الأنوار، ج ١٠٥، ص ٦٣.[١٥] بحار الأنوار، ج ١٠٥، ص٧٦.[١٦] مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٦٦٦.[١٧] اصول كافى، ج ١، ص ٥ و ٨ ـ٩، چ غفارى.[١٨] طبقات اعلام الشيعه القرن الرابع، ص ٣٢٩.