شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٤١
گذشته ما براى آن موجود باشد قبول نكنيد، زيرا مغيرة بن سعيد لعنه اللّه در كتاب هاى اصحاب پدرم دست برده و در آنها احاديثى وارد ساخت كه گفته پدرم نبود. از خدا بترسيد، و از مطالب نقل شده از ما، چيزى كه مخالف قول خداوند و رسول او باشد نپذيريد، زيرا اگر ما سخنى بگوييم، خواهيم گفت: خداوند مى فرمايد، يا رسول خدا مى فرمايد، [١] به همين دليل است كه از عصر امام صادق عليه السلام به بعد، اصحاب ائمه، به عرضه كتب و اصول خود با پيشينيان به امام عصر خود، دست زدند، و بدين وسيله مى خواستند از صحت نقل ها و عدم نفوذ نيروهاى انحرافى در تأليفات و اصول مطمئن شده و با آرامش خاطر از آنها بهره بگيرند. نمونه هاى فراوانى در اين زمينه وجود دارد: ١. كتاب يوم و ليله يونس بن عبدالرحمن بر امام جواد و هادى و عسكرى عليهم السلام عرضه شده مورد تصديق قرار گرفته است. [٢] ٢. كتاب عبيداللّه بن على بن ابى شعبه حلبى بر امام صادق عليه السلام عرضه شده و امام عليه السلام آن را نيكو شمردند. [٣] ٣. كتاب التأديب احمد بن عبداللّه بن خانبه بر امام عسكرى عليه السلام عرضه شد، و امام فرمود: اين كتاب صحيح است و بدان عمل كنيد. [٤] ٤. كتاب فضل بن شاذان نيشابورى بر امام عسكرى عليه السلام عرضه شده و آن حضرت بر وى رحمت فرستاد و فرمود: من به مردم خراسان غبطه مى برم، زيرا فضل در ميان ايشان است. [٥] ٥. اصل ظريف بن ناصح بر امام صادق و امام ابوالحسن رضا عليهماالسلام عرضه شده است. [٦]
[١] رجال كشى، ص ٢٢٤؛ تنقيح المقال، ج ٣، ص ٢٣٦.[٢] رجال نجاشى، ص ٣٤٩؛ رجال كشى، ص ٤٨٤؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٥٠.[٣] رجال نجاشى، ص ١٧١؛ الفهرست طوسى، ص ٢٠٣.[٤] تنقيح المقال، ج ١، ص ٦٦؛ المستدرك، ج ٣، ص ١٨٣.[٥] رجال ابن داود، ص ٢٧٣.[٦] كافى، ج ٧، ص ٣١١؛ تهذيب، ج ١٠، ص ٢٩٥.