شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٤٠
كه هر كدام به تنهايى ده ها تأليف داشته اند از جمله هشام بن محمد كلبى مورخ و نسابه بسيار بزرگ و شاگرد امام صادق عليه السلام ، به تنهايى بيش از دويست كتاب تأليف كرده [١] و فضل بن شاذان نيشابورى فقيه و متكلم و محدث بزرگ قرن دوم و سوم، صد و هشتاد كتاب [٢] و احمد بن محمد بن خالد برقى، نزديك صد كتاب [٣] و ابن دؤل احمد بن محمد، صد كتاب، [٤] و ابن ابى عمير، نود و چهار كتاب [٥] و ابراهيم بن محمد ثقفى نزديك به پنجاه كتاب [٦] تصنيف نموده اند. در اين عصر، مجتمع شيعى با يك پديده انحرافى خطرناك روبرو مى شود، و آن پيدايش گروه كوچك اما بسيار پر تحرك و فعال غلات مى باشد. اينها به ائمه اطهار عليهم السلام نسبت الوهيت داده و گاه خود مدعى نبوت مى شدند، و اولين بار اين غلات هستند كه زلال علوم اهل بيت عليهم السلام را كدر مى سازند، و در اجتماع به هم پيوسته شيعه شكاف ايجاد مى كنند. ائمه اطهار عليهم السلام به يك جنگ علنى و پى گير و بسيار شديد عليه افراد و سركردگان اين گروه پرداخته و به صورت هاى مختلف، شيعيان و شاگردان خود را از خلط و آميزش به تأثيرپذيرى از ايشان برحذر داشته و در حد قدرت، به طرد و لعن و تكفيرشان دست يازيدند. [٧] يك نمونه از اين شدت عمل را در حادثه زير مى بينيم: محمد بن عيسى مى گويد: من در محضر يونس بن عبدالرحمن صحابى بزرگ امام كاظم و امام رضا عليهماالسلامبودم، كسى از ايشان سؤال كرد: اى ابا محمد! شما چرا اين قدر در مورد احاديث دقت به خرج مى دهيد، و چرا تا اين حد روايات پاره اى از اصحاب را انكار مى نماييد؟ ايشان فرمود: هشام بن حكم براى من نقل كرد كه امام صادق عليه السلام مى فرمود: حديثى جز آنچه موافق قرآن و سنت پيامبر باشد يا دليلى از احاديث مسلّم
[١] احوالات او را ببينيد در رجال نجاشى، ص ٣٣٩؛ الفهرست ابن نديم، ص ١٠٨ تا ١١١؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣٠.[٢] ريحانة الأدب، ج ٦، ص ٣٦؛ الايضاح، مقدمه، ص دو.[٣] المحاسن، ج ١، مقدمه صفحه ى؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣١ ١٣٠.[٤] رجال نجاشى، ص ٧٠؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٣٠.[٥] رجال نجاشى، ص ٢٥٠؛ الفهرست طوسى، ص ٢٦٦.[٦] الغارات، ج ١، مقدمه صفحه د.[٧] رجال كشى، ص ١٩٢ و ٢٢٣ و ٢٢٤ و ٢٢٥ (به ويژه حديث ٤٠٤ تا صفحه ٢٣١ و ٢٣٣ و ٣٦٤) و نيز مراجعه كنيد به الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج ١، ص ٢٤٠ ـ ٢٢٤؛ المبادى العامه للفقه الجعفرى، ص ٢٣٥ تا ٢٣٨.