شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٣٩
ثبت مى كردند. [١] شيخ بهاء الدين عاملى در كتاب مشرق الشمسين مى نويسد: عادت اصحاب ائمه و صاحبان اصول اين بود كه اگر از ائمه عليهم السلام حديثى مى شنيدند بلافاصله به ضبط آن مى پرداختند تا به خاطر فراموشى احتمالى، احاديث مزبور از دست نرود. [٢] از اين دوره به بعد است كه شاگردان مكتب ائمه، به صورت وسيعى به تعليم و تعلم و تأليف در علوم مختلف اسلامى پرداخته و مجالس تدريس و افاده [٣] برپا كرده و كتاب ها و رساله هاى كوچك و بزرگ پديد آوردند. طبق نقل ابن عقده (متوفى ٣٣١) مورخ و رجالى بزرگ، تنها برگزيدگان از شاگردان امام صادق عليه السلام در حدود چهار هزار نفر تخمين زده شده اند، [٤] و در نقل قول ديگر، بسيار بيشتر از اين عده بوده اند. [٥] اما اهل تصنيف و تأليف از اين گروه كه به صاحبان اصول نامبردار شده اند تا چهارصد تن رسيده اند. [٦] البته تعداد رسائل اصحاب ائمه، كه به نام اصول مشهورند بسيار بيشتر از اين حدود است [٧] و به حدى مى باشد كه شيخ الطايفه محمد بن حسن طوسى (متوفى ٤٦٠) از احصاء آنها اظهار ناتوانى مى كند، او در فهرست خويش مى نويسد: ما در اين كتاب متعهد نمى شويم كه تمام اين گونه كتب را احصاء نماييم، چون تصانيف اصحاب و اصول ايشان قابل ضبط و شماره نيستند. زيرا بسيارى از اصحاب در بلاد مختلف و در زمين هاى دوردست پراكنده مى باشند. [٨] دليل بسيار روشن اين ادعا اين است كه در ميان اصحاب ائمه، گروه زيادى هستند
[١] مهج الدعوات، ص ٢٢١، چاپ سنگى؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٢٨ ١٢٧.[٢] مشرق الشمسين، ص ٨، سنگى.[٣] مثلاً دستور امام به ابان بن تغلب را ببينيد، رجال نجاشى، ص ٨؛ و رجال ابن داود، ص ١٠، چاپ دانشگاه تهران.[٤] مراجعه كنيد به الفهرست طوسى، ص ٤٢ و ٤٣؛ اعيان الشيعه، ج ٣، ص ١١٥.[٥] الفهرست، ص ٤٨.[٦] طبق نقل محقق حلى در المعتبر، ص ٥، و شهيد در الذكرى، ص ٧ ٨ و والد شيخ بهايى در وصول الاخيار الى اصول الأخبار، ص ٤٠ و محقق داماد در الرواشح السماويه، ص ٩٨.[٧] وسائل الشيعه، ج ٢، ص ٤٩؛ الائمة الاثنا عشر، ج ٢، ص ٢٥٦؛ المبادى العامة للفقه الجعفرى، ص ٧٩.[٨] الفهرست، طوسى، ص ٣ و ٤، چاپ دانشگاه مشهد.