شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٢٧
علم بدون ايمان حتى علم توحيدرا به كرسى نشانده است. {-٢٩-}
٤. مكايد شيطان
يكى از نكات مورد اهتمام مؤلف بزرگوار تبيين مكايد گوناگون شيطان و متناسب با اصناف و اشخاص مختلف است. ايشان گويند: چه بسا كه شيطان و نفس اماره انسان را سال هاى طولانى دعوت به اعمال صالحه و اخلاق حميده و پيروى از شريعت مطهره كنند به اميد آن كه او را مبتلا به اعجاب و خودپسندى كنند، و انسان را با همه مشقت ها و رياضات ساقط كنند. پس غرور علمى و خودخواهى و خودپسندى يكى از مهلكات است كه انسان را به شقاوت كشاند ... و خوددارى و نگهبانى از نفس از مشكل ترين امور است كه بايد به خداى تعالى پناه برد و از او طلب دست گيرى كرد. و به قدرى مكايد نفس و شيطان گاهى دقيق شود كه با هيچ شكافى نتوان آن دقايق و مكايد را كشف كرد، مگر با توفيق خدا و دستگيرى او. [٢]
٤. حب دنيا و نفس
مؤلف بزرگوار منشأ همه مفاسد را حب دنيا و شعبه ها و شاخه هاى آن مى داند و اين حقيقت را كه در حديث كوتاه «حبّ الدنيا رأس كلّ خطيئة» آمده به خوبى شرح داده و تبيين كرده است: اُسّ اساس واُم الامراض را بايد حب دنيا، كه رأس تمام خطيئات است، دانست. و چون حب دنيا در دل متمكن شد، به مجرد آن با يكى از شؤون دنياوى مزاحمتى حاصل شد، قوه غضب فوران كند و عنان اختيار را از دست بگيرد و متملك نفس شود، و انسان را از جاده شريعت و عقل خارج كند. پس علاج اساسى اين قوه، به قلع ماده آن است كه آن حب دنياست. و اگر انسان نفس را از اين حب تطهير كند، به شؤون دنيايى سهل انگارى كند و از فقدان جاه و مال و منصب و رياست، طمأنينه نفس را از دست ندهد، و حقيقت حلم و بردبارى و
[١] ص ٨٧، ٩١ ٩٣، ٢٠٠ ٢٠٣.[٢] ص ٤١٣ ٤١٤.