شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٩٢
نبوده و يا وى از آن، آگاهى نداشته است. امّا با مراجعه به كتاب هاى تراجم و فهارس و ساير مصادر، معلوم مى شود كه تا نيمه اوّل سده دهم هجرى، نشانى از حاشيه يا شرحى بر كافى در دست نيست و از نيمه دوم سده دهم تا حدود زمان وفات ميرداماد (١٠٤١ق) شش شرح و حاشيه را مى شناسيم كه «تعليقه» ميرداماد، هفتمى آنهاست. شروح كافى قبل از صدرالمتألهين از اين قرارند: ١. شرح اُصول كافى، از شيخ محمدعلى بن محمد بلاغى (م١٠٠٠ق) و جدّ اعلاى شيخ محمدجواد بلاغى صاحب تفسير آلاء الرحمن. در تنقيح المقال نواده او آمده است: از جمله علماى متأخّر كه فاضل استرآبادى در كتاب رجال كبير خود، نام و شرح حال او را نياورده، جدّ من، محمدعلى بن محمد بلاغى است كه از وجوه مجتهدان متأخّر و فضلاى متبحّر، عالمى ثقه، صحيح الحديث، واضح الطريقه، نقى الكلام و جيّد التصانيف بود. شاگردانى عالم، فاضل و جليل داشت و او را تأليفاتى است از جمله شرح اُصول كافى. [١] متأسفانه تا آنجا كه نگارنده اطّلاع دارد، نسخه اى از اين شرح درفهارس معرّفى نشده و در دست نيست. ٢. شرح روضه كافى، از مير سيد حسين مجتهد كَرَكى (م١٠٠١ق). اين شرح در رياض العلماء ياد شده و نسخه اى از آن، سراغ نداريم. [٢] ٣. حاشيه اصول كافى، از شيخ محمد، پسر صاحب معالم (م١٠٣٠ق). از اين كتاب در (كشف الحجب) كَنتورى، ياد شده است؛ [٣] امّا شيخ على بن شيخ محمد در كتاب (الدرّ المنثور) مى نويسد: مِن تأليفات والدى كتاب مشتمل على مسائل وبعض أحاديث الكافى نقلتها فى كتاب الدر المنظوم وفيه فوائد متفرقة. [٤]
[١] روضات الجنات (چاپ دوم سنگى)، السيد محمد باقر الخوانسارى، ص ٦٣٢.[٢] رياض العلماء، عبداللّه افندى، ج٢، ص ٦٧.[٣] كشف الحجب، الكنتورى، ص ١٨٤.[٤] الدرّالمنثور، شيخ على بن محمد، نسخه خطّى كتابخانه مسجد اعظم قم. اين كتاب، چاپ شده است؛ امّا الدرالمنظوم چاپ نشده است.