شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٨٥
در سال ١٢٨٢ق، در دو جلد رحلى، چاپ سنگى شده [١] و سپس در نُه جلد وزيرى به چاپ حروفى رسيده است. چاپ جديد آن هم در دست انجام است. ٣. شرح اُصول الكافى، شامل: كتاب العقل، كتاب فضل العلم، كتاب التوحيد و... تا باب يازدهم (كتاب الحجّة) از اصول كافى و جمعا شامل شرح ٥٠٣ حديث [٢] است. اين كتاب در سال ١٢٨٢ق، در يك جلد رحلى چاپ سنگى سپس در سه جلد وزيرى چاپ حروفى شده است. چاپ دوم آن از حديث ٣٤٣ تا ٤٢٦ را ندارد. اكنون نكاتى را درباره شرح اُصول الكافى به صورت پرسش و پاسخ، مطرح مى سازيم. آيا مى توان گفت «شرح اُصول كافى» آخرين تأليف ملّاصدراست و از اين رو، مهم تر از ساير تأليفات اوست؟ تاريخ تأليف بيشتر آثار ملّاصدرا به طور دقيق روشن نيست و فقط در اين چند اثر، تاريخ تأليفْ ضبط شده است: ١. مبدأ و معاد كه سال تأليف آن ١٠١٥قمرى گفته شده است. اين تاريخ در پايان نسخه اى از كتاب مبدأ و معاد، به خط مؤلّف موجود است؛ امّا در اصالت اين تاريخ، ترديد شده است. [٣] ٢. تفسير آية الكرسى كه در چهل و چند سالگىِ مؤلف نگاشته شده و چون تولّد مؤلّف به سال ٩٧٩بوده است، بنابراين، تاريخ تأليف آن، حدود ١٠٢٢ تا ١٠٢٨است. كسر أصنام الجاهلية كه به سال١٠٢٧قمرى نوشته شده است. [٤] تفسير آية النور كه در سال ١٠٣٠نگاشته شده است. [٥] تفسير سورة يس كه تأليف آن به سال ١٠٣٠ است. [٦]
[١] اين كه در فهرست كتب چاپى عربى مشار، گفته شده سه بار در سال هاى ١٢٨٢ و ١٣٠٣ و ١٣٢٢ (/١٢٢٢) قمرى چاپ شده، اشتباه است.[٢] نه پانصد و سيزده حديث كه در برخى نوشته ها آمده است.[٣] اين نسخه در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، موجود است.[٤] الذريعة، آقا بزرگ تهرانى، ج١٧، ص[٥] تفسير القرآن الكريم، ج١، ص١٠٨(مقدمه).[٦] همان جا.