شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٧٢
مقصود ايشان از جمله اخير، كه «به اندازه حظّ وجودى...»، همان برهان فلسفى مساوقيت وجود با علم است. پيداست كه مخالفت فيلسوف بزرگى همچون ابن سينا با اين قانون و نتيجه، از نظر حضرت امام (به عنوان فيلسوفى صاحب نظر)، دور نبوده است. لذا بلافاصله به ديدگاه ابن سينا اشاره كرده و چنين آورده است: اگرچه از بعضى اكابر فلاسفه در باب «اتّحاد عاقل و عقول»، ظاهر شود كه عالم طبيعت و مادّه، خالى از عالميت و معلوميت است، به بيانى كه پيش ما تمام نيست و به برهان لمّى متين، اثبات اين مطلب را كه از شئون توحيد است فى الحقيقه به ثبوت رسانديم. [١] آن گاه، ايشان به دلالت وحى برمدّعا اشاره مى كند: و حق تبارك و تعالى در قرآن شريف به اين مطلب، بسيار اعتنا فرموده و در بسيارى آيات، صراحتا اعلان علم موجودات و تسبيح آنها را از ذات مقدس حق، فرموده. [٢] از نظر امام رحمه الله، كسانى كه آيات و روايات دالّ بر تسبيح را بر تسبيح تكوينى حمل كرده اند، در حجاب طبيعت گرفتارند و عدم وجدان را دليل بر عدم وجود گرفته اند: محجوبان، چون اين مطلب را به وجدان يا برهان در نيافته اند، تسبيح را به تسبيح تكوينى حمل كردند، با آن كه تسبيح تكوين، تسبيح نيست؛ چنانكه واضح است؛ ولى اهل معرفت به مشاهده حضوريه اين حقيقت را دريافته اند. [٣] مجمع البيان، أمين الاسلام الطبرسى، ج٣، ص٤١٦؛ تفسير نمونه، ج١٢، ص١٣٢؛ من وحى القرآن، محمد حسين فضل اللّه ، ج١٤، ص ١٣٦. مقصود حضرت امام رحمه الله از مشاهده حضوريه، همان برهان شهود است. بنابراين، از نظر امام رحمه الله، افزون بر دليل عقلى و نقلى، برهان شهودى نيز از جمله دلائل سريان شعور در تمام اجزاى هستى است.
[١] همان، ص ٢٦٠.[٢] همان جا.[٣] همان جا. براى آگاهى بيشتر از نظرگاه هاى مفسّران درباره برخى از آيات كه از تسبيح موجوداتْ سخن به ميان آورده است. ر.ك: التبيان، الطوسى، ج٦، ص٤٨٢؛