شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٦٨
پس طريق سير انسان كامل از نقطه نقص عبوديت تا كمال عزّ ربوبيت، عدالت است كه خطّ مستقيم و سير معتدل است و اشارات بسيارى در كتاب و سنّت، بدين معنى است. چنانكه صراط مستقيم كه انسان در نمازْ طالب آن است، همين سير اعتدالى است. [١] از نظر حضرت امام رحمه الله، هدف از سير كمالى انسان نيز رسيدن به مقام عدالت است: بدان كه تعديل قواى نفسانيه كه غايت كمال انسانى و منت هاى سير كمالى بسته به آن است بلكه به يك معنى خود آن است، از مهمّات امور است. [٢]
فصل دوم. مباحث قرآنى
فطرت
فطرت، سرشت و جبلّه و درونمايه جانِ آدمى است و به عبارت ديگر، چهره باطن آدمى است كه بدون دخل و تصرّف انسان و توسط خداوند متعال، سرشته شده است. قرآن كريم و روايات، بر وجود فطرت و درونمايه نهاد آدمى پاى فشرده اند. آنچه در معارف الهىِ برگرفته از قرآن و سنّتْ درباره فطرت آمده، بيان كننده نكات ذيل است: يك. فطرت، توسط حضرت بارى تعالى با جان آدمى آميخته شده است. آيه شريف: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» [٣] ناظر بر اين امر است. دو. فطرت، داراى دو سويه اصلى و بنيادين «عقيده» و«اخلاق» است. فطرت، در عقيده، آدمى را به سوى خداشناسى و يكتاپرستى دعوت مى كند و در اخلاق، به سوى خوبى ها و زيبايى ها مى خواند. سه. فطرت، داراى نوعى ثبات و پايدارى است. بدين ترتيب، به سادگى از بين نمى رود و حتّى در تاريك ترين شرايط بحران روحى و انحراف اخلاقى، پيام خود را مى رساند.
[١] همان، ص ١٥٢.[٢] همان، ص ١٥٣.[٣] سوره روم، آيه ٣٠.