شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٦
حديث سوم در اصل عصفرى [١] چنين آمده است: انى و أحد عشر من ولدى، وأنت يا على، رزّ الأرض، أعنى أوتادها (و) جبالها، وقال: وتّد اللّه الأرض أن تسيخ بأهلها فإذا ذهب الأحد العشر من ولدى ساخت الأرض بأهلها (و) لم ينظروا. [٢] و حديث چهارم نيز در اصل عصفرى اين گونه آمده است: قال: قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : من ولدى أحد عشر نقباء، نجباء (نقيبا، نجيبا) محدثون، مفهمون، آخرهم القائم بالحق يملأها (الأرض) عدلاً كما ملئت جورا. [٣] على هذا چنانكه ملاحظه مى كنيد: اين دو متن، موافق با الفاظ ساير احاديث متواتره اى است كه در اين باب وارد شده است و به طور وضوح، نشان مى دهد كه در متن حديث كافى، تحريف، صورت گرفته است [٤] . [٥]
متن حديث پنجم
مرحوم صدوق، همين حديث را از دو طريق از «حسن بن محبوب» از «ابى الجارود» از «ابى جعفر عليه السلام » از «جابر بن عبداللّه انصارى» اين گونه نقل مى كند: دخلت على فاطمة عليهاالسلام، وبين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء فعددت اثنا عشر آخرهم القائم عليه السلام ، ثلاثة منهم محمد واربعة منهم على عليهم السلام . [٦] چنانكه ملاحظه مى كنيد، در اين روايت، نه جمله «من ولدها» دارد و نه «ثلاثة منهم على» كه مستلزم سيزده امام مى شد بلكه به جاى آن جمله «اربعة منهم على» آمده است
[١] برخلاف موجود در كافى، كلمه «عصفوري» در اصل ابى سعيد بدون «واو» يعنى عصفرى آمده، است.[٢] اصل ابى سعيد، ح ٦.[٣] همان، ح ٤.[٤] در باره اين بحث مراجعه شود به كتاب هاى لمحات في الكتاب والحديث والمذهب، ص ٢٢٩ ٢٣٠؛ معالم المدرستين، ج ٣، ص ٢٦٣ ٢٦٤. اصل عصفرى با پانزده اصل ديگر به نام الاصول الستة عشر اخيرا چاپ شده است و روايات مورد بحث، به طور صحيح در آن آمده است.[٥] البته حديث سوم و چهارم كه در كافى آمده اولى ضعيف و دومى مرفوع است (مرآة العقول، ج ٦، ص ٢٣٢ ٢٣٣).[٦] عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج ١، ص ٤٦ ٤٧، ح ٦ و ٧؛ كمال الدين، ج ١، ص ٣١١، ح ٣ و ص ٣١٣، ح ٤.