شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٥١
نگاهى به كتاب «شرح حديث جنود عقل و جهل» [١]
على نصيرى
چكيده
در اين مقاله به معرفى كتاب شرح حديث جنود عقل و جهل امام خمينى پرداخته و بيان داشته كه حديث جنود عقل و جهل، روايت مفصلى است كه شيخ كلينى آن را در نخستين باب از ابواب الكافى آورده است . نويسنده ضمن بيان انگيزه امام خمينى از تأليف اين كتاب، فصول كتاب را كه شامل مباحث اخلاقى، مباحث قرآنى و مباحث فلسفى عرفانى است نام برده و بخش هاى مختلف هر فصل را معرّفى كرده و به چكيده اى از مطالب هر بخش اشاره كرده است . حديث «جنود عقل و جهل»، روايت مفصّلى است كه شيخ كلينى آن را در نخستين باب از ابواب كافى آورده است. سماعة بن مهران، راوى اين حديث، مى گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم. در حالى كه جمعى از ياران و اصحاب آن حضرتْ گِرد ايشان بودند، سخن از عقل و جهل به ميان آمد. آن حضرت فرمود: «عقل و لشكر او وجهل و لشكر او را بشناسيد تا هدايت شويد». آن گاه امام عليه السلام ، بنا به درخواست راوى با ذكر مقدمه اى درباره چگونگى آفرينش عقل و جهل، لشكريان هر يك از آنها را (كه براى هر يك، ٧٥ لشكر است) بر شمرد. [٢]
[١] فصل نامه علوم حديث، ش ١٤، زمستان ٧٨، ص ١٧٢ ٢٠٤.[٢] الكافى، كتاب العقل و الجهل، ح ١٤.[٣] ايشان در مواردى در اين كتاب از كتاب «شرح چهل حديث» خود كه پيش از آن نگاشته، ياد كرده است. (ر.ك: شرح حديث جنود عقل و جهل، ص١٢٣، ٢٥٠ و ٣٣٤.[٤] شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ١٣.[٥] همان، ص٨.[٦] همان، ص ٢٤٧.[٧] به عنوان نمونه، امام رحمه الله در فصلى تحت عنوان «بيان معناى توكّل» مى فرمايد: «بدان كه از براى توكّل به حسب لغت و در اخبار و آثار و كلمات بزرگان، معانى متقاربه [اى] شده است كه صرف وقت در بسيارى از آنها لزومى ندارد». (همان، ص ١٩٩).[٨] شرح حديث جنود عقل و جهل، ص«س».[٩] حضرت امام رحمه الله در پايان همين متن منتشر شده، چنين مرقوم فرموده است: «ما اينجا اين جزء از شرح حديث را خاتمه مى دهيم و تتمه آن را با خواست خدا در مجلّد ديگر، قرار مى دهيم». (ص ٤٢٩).[١٠] ر.ك: شرح حديث جنود عقل و جهل، ص١٣، ١٦٤، ٢١٥، ٢٣٩، ٢٦٠، ٤٠١، ٤١٠ و...[١١] ر.ك: همان، ص ٢٢.[١٢] ر.ك: همان، ص ٢٧.[١٣] ر.ك: همان، ص١٢ ١٣. ايشان به شدّت از كتاب احياء علوم الدين غزالى انتقاد كرده و آن را حاوى نقل هاى بى فايده و دروغ دانسته و براى تربيت اخلاقى، بازدارنده[١٤] ر.ك: همان، ص٢٣١ و ٤٠١.[١٥] ر.ك: همان، ص١٦٣ و ٢٦٠.[١٦] ر.ك: همان، ص ٢١٥.