شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢٧٤
مؤلفان، [١] كتاب فيض را هم رديف كتاب شيخ حرّ عاملى دانسته اند، اشتباه است. پس از صاحب وسائل الشيعة، مرحوم سيد عبداللّه شبّر (م ١٢٤٢ق) كتابى مستقل در اين موضوع تأليف و آن را الاُصول الأصيلة والقواعد الشرعية ناميده است. اين كتاب داراى حدود صد باب است و در هر باب، اگر آيه اى بوده، ياد شده است. در مجموع، حدود هزار و پانصد روايت دارد كه در ٣٤٠ صفحه وزيرى چاپ شده است. [٢] علاوه بر كتاب هايى كه ياد شد، تقريبا صد و پنجاه سال است كه از كتاب بسيار ارزنده اى به نام اصول آل الرسول ياد مى شود كه شامل نزديك به پنج هزار روايت است. متأسفانه نسخه اى از آن تاكنون يافت نشده و فقط نمونه هايى از آن در دست است. در اين مقاله به توضيحاتى در اين باره مى پردازيم.
ميرزا محمدهاشم خوانسارى اصفهانى چهارسوقى (١٢٣٥ ١٣١٨ق)
شرح حال اين بزرگوار در كتاب هاى متعددى آمده كه بهترين آنها مكارم الآثار معلم حبيب آبادى است: مرحوم حاج شيخ مهدى مسجدشاهى در كتاب الأنهار مى نويسد: ميرزا محمدهاشم چهارسوقى اصفهانى، چهارسوق يكى از محلّات اصفهان است. وى از بزرگان علماى اصفهان به شمار مى رفت؛ متتبعى بى نظير و فاضلى نحرير بود؛ در فقه، بحرى متلاطم مى نمود؛ در رجال و حديث يد بيضاء مى نمود؛ در علوم غريبه ماهر بود. چند مصنف از حضرتش، در يك مجلّد، مطبوع گرديده، مسمى به مبانى الاصول شده. گاهى شعر هم مى فرمود. منظومه اى در علم اصول گفته. مصنفى موسوم به اصول آل الرسول در استفاده ادله اصول از احاديث آل رسول صلى الله عليه و آله دارد. اين مصنف در شرف و رتبتْ حكم اكسير دارد.
[١] اعيان الشيعة، ج ١، ص ١٠٣.[٢] نيز در كتاب فصل الخطاب كه مانند كتاب وسائل الشيعة است بابى به اين موضوع اختصاص يافته و رواياتى نقل شده است. همچنين مرحوم سيدمحسن عاملى در كتاب اعيان الشيعة، ج ١، ص ١٠٣، زير عنوان «ما أثر عن أئمة اهل البيت فى اُصول الفقه»، تعدادى از روايات را ياد كرده است. لازم به يادآورى است كه در كتاب مرحوم شبرّ برخى از قواعد فقه هم ياد شده است.