شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢٦١
بر روايات و احاديثى از امامان است كه عمدتا به صورت مسند روايت شده است. اين كتاب براى شناخت محافل حديثى اماميه همچون ساير كتاب هاى اصلى علم رجال امامى سودمند است و مهم تر اين كه با اسناد بى همتايى كه دارد، آشنايى ما را با برخى از محافل حديثى اماميه، خاصه آنچه مربوط به محافل حديثى خراسان مى شود، فزونى مى بخشد. در ميان نسل پس از كلينى، تأليفات حديثى شاگردان او به شكل محدودى در اختيار ما قرار گرفته است. از ميان شاگردان و راويان مهم كلينى، تنها دو تن هستند كه از هر كدام تنها يك كتاب باقى مانده است: كتاب الغيبه از محمد بن ابراهيم النعمانى شامل مجموعه اى از احاديث درباره امامت و غيبت امام غايب است كه تقريبا از لحاظ محتوى با كتاب الحجه الكافى نزديك است و به دليل اين كه روايات اين كتاب مسند است، مى تواند در مقام مقايسه با سندهاى الكافى به كار آيد، خاصه كه خود او در كتابش از كلينى نقل روايت مى كند. شاگرد ديگر كلينى، شخصيت برجسته ترى از لحاظ فقهى است كه به ويژه در طرق روايى اماميه و در تداول روايت كتاب الكافى نقش بسيار مهمى داشته است: جعفر بن محمد ابن قولويه. از كتاب هاى متعدد او تنها كتاب كامل الزيارات باقى مانده است. در اين كتاب كه مؤلف در آن از روايات محمد بن يعقوب كلينى هم بهره برده، مجموعه اى از احاديث مسند درباره امامان و زيارت قبور ايشان و كيفيت و ثواب اين كار نقل شده است و مى تواند همچون كتاب الغيبه نعمانى براى مقايسه روايات كلينى با ديگر مشايخ اين دو محدث كه طبعا همگى آنان از معاصران كلينى بوده اند، به كار آيد. بعد از اين دوره به ابن بابويه صدوق (درگذشته ٣٨١ ق) مى رسيم. در حالى كه از شيخ كلينى جز كتاب الكافى باقى نمانده است، از شيخ صدوق، نويسنده ديگرى از مجموعه كتب اربعه، كتاب هاى متعددى در اختيار است كه عمده آنها به حديث مربوط مى شود. فعاليت عمده شيخ صدوق در حديث بوده و وى بيشتر، كتاب هايى با درونمايه حديثى دارد كه هر يك در موضوعى خاص نوشته شده است [١] . او در تحول
[١] براى شرح احوال او نك : طوسى، رجال، ص ٥٠٤ ؛ همو، الفهرست، ص ١٤٩؛ نجاشى، ص ٣٧٩؛ براى او نيز نك: مدخل ابن جحام در دائرة المعارف بزرگ اسلامى، به قلم حسن انصارى. هارون بن موسى التلعكبرى، راوى كلينى از او در سال ٣٢٨ ق / ٩٤٠م حديث شنيده است.[٢] اين كتاب مجموعه احاديثى بوده كه نشان مى داده است چه آياتى از قرآن بنا بر عقيده اماميه در مورد امامان نازل شده است.[٣] به ويژه اين كه وى نيز در بغداد بوده و از شمارى از مشايخ كلينى روايت حديث مى كرده است.[٤] با اين وصف از شيخ صدوق دو كتاب در فقه هم باقى مانده است: كتاب هاى المقنع و الهدايه، كه هر دو مكرر به چاپ رسيده اند، براى او نك : مدخل ابن بابويه، در دايرة المعارف بزرگ اسلامى.[٥] براى او نك : مدخل ابوالمفضل شيبانى در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[٦] براى او نك : مدخل ابن عقده در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[٧] نك: مدخل ابن جعابى در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[٨] نك : مدخل ابن شاذان در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[٩] نك : مدخل ابن عياش جوهرى در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[١٠] شيخ طوسى كتاب هاى متعدد و در موضوعات گوناگونى دارد كه برخى از آنها در مقايسه با دو كتاب او در مجموعه كتب اربعه از اهميت بيشترى برخوردار است. مهم ترين كتاب هاى او در فقه است و در حالى كه كتابى مانند المبسوط، كتابى در فقهِ به اصطلاحِ تفريعى است و كتاب النهايه كتابى در حجم متوسط در مسائل فقهى است، دو كتاب او در مجموعه كتب اربعه، گرچه با محتوايى فقهى ولى به صورت مجموعه احاديث است.[١١] براى اين دو تن، نك : مداخل مربوطه در دايرة المعارف بزرگ اسلامى.[١٢] براى او نك : مدخل ابن شهرآشوب در دايرة المعارف بزرگ اسلامى.[١٣] در كتاب هاى مناقب و نيز متشابه القرآن و كتاب خطى به چاپ نرسيده مثالب النواصب.[١٤] وى نويسنده فهرستى براى نويسندگان امامى بعد از دوره شيخ طوسى است.[١٥] اكنون به لطف تحقيق اتان كلبرگ اطلاع ما از كم و كيف اين كتاب ها بيشتر شده است.[١٦] مؤلف كتاب هاى مختصر بصائر الدرجات (يا الرجعة) و المحتضر كه هر دو به چاپ رسيده است.[١٧] او مؤلفى با گرايشاتى نزديك به ابن طاووس بوده است.[١٨] براى او، نك : مدخل استرابادى، على، در دايرة المعارف بزرگ اسلامى به قلم حسن انصارى.[١٩] در سال هاى اخير كوشش هايى براى شناسايى و بازسازى اين منابع صورت پذيرفته است.[٢٠] مانند كتاب هاى المقنع و الهداية از شيخ صدوق و نيز كتاب المقنعة از شيخ مفيد و كتاب النهاية از شيخ طوسى.[٢١] آية اللّه حسين بروجردى.[٢٢] در بخش المستطرفات كتاب السرائر كه افزون بر اين كه با اصل كتاب به چاپ رسيده، مستقلاً هم به عنوان يك متن حديثى منتشر شده است.[٢٣] براى انتقاد از اين كتاب، نك: مجلسى، بحار الأنوار، مقدمه.[٢٤] براى او نك : حسن انصارى، مدخل استرابادى در دائرة المعارف بزرگ اسلامى.[٢٥] گرايش به اخبار و روايات و اهتمام به ترويج آنها حركتى بود كه از شهيد دوم و فرزندش شيخ حسن و شاگردش شيخ حسين بن عبدالصمد عاملى و فرزند اين شاگرد، شيخ بهايى آغاز شد. حارثى كه خود نخستين شيخ الاسلام دوره صفوى بود، در انتقال كتاب هاى حديثى به ايران و انتشار آن سهم بسزايى داشت.[٢٦] نيز بايد اضافه كرد: آغاز اهتمام به حديث در اصفهان در عصر نياى مجلسى و اهتمام پدر مجلسى، يعنى محمد تقى مجلسى.[٢٧] در همين دوره سيد هاشم بحرانى (درگذشته ١١٠٧ ق) با گرايشات اخبارى و كم و بيش غاليانه شيعى چندين مجموعه و ��تاب بزرگ در موضوعات مختلف و با مضامين كاملاً حديثى منتشر كرد. براى بحرين و مورد سيد هاشم بحرانى، نك: مدخل بحرانى، هاشم در دايرة المعارف بزرگ اسلامى؛ نيز نك: همين مدخل در Iranicaبراى كتاب هايى كه در اختيار او بوده و بر اساس آن كتاب هاى خود را نوشته است، نك : كتاب فارس حسون درباره بحرانى.[٢٨] طبعا در اين كتاب تنها احاديث فقهى مورد نظر بوده اند و بنابراين به طور مثال احاديث ابواب غير فقهى الكافى در وسائل الشيعه ذكر نشده اند، مگر اين كه از ديدگاه حر عاملى با موضوعات فقهى به گونه اى مرتبط باشند.[٢٩] براى بحار الأنوار، نك: مدخل بحار الأنوار، در دايرة المعارف بزرگ اسلامى، دانشنامه جهان اسلام و Iranica.[٣٠] براى اجازات مجلسى، نك: كتاب حسينى اشكورى؛ نيز نك: مجلسى، بحار الأنوار، مجلد اجازات.[٣١] براى او كه مؤلف كتاب رجالى بسيار مهم رياض العلماء است، نك: مدخل افندى، در دايرة المعارف بزرگ اسلامى.[٣٢] تاكنون بخش هايى از اين موسوعه وسيله محمد باقر موحد ابطحى در قم و توسط مؤسسة الامام المهدى به چاپ رسيده است.[٣٣] از جمله سيد عبداللّه شبر كه كتابى بزرگ در گردآورى حديث با عنوان جامع المعارف والأحكام نوشت كه تنها قسمتى اندك از آن تاكنون به چاپ رسيده است.[٣٤] نيز نمونه مستدرك بحار الأنوار از ميرزا محمد طهرانى، كارى در تكميل كتاب بحار الأنوار بوده است كه هيچگاه به چاپ نرسيد.[٣٥] در سال هاى اخير از جمله تلاش هاى شيعيان امامى در مورد گردآورى حديث، تلاش براى ديجيتايز كردن اين متون و تسهيل دستيابى به احاديث از طريق امكانات الكترونيكى است، مانند مجموعه نور كه در قم منتشر مى شود.