شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٥٩
صحيح به دست دهد، در ترجمه لغزش هايى ديده مى شود كه شايد علت اصلى آن عدم بازنگرى مترجم باشد. از سويى، ناشران و نويسندگان بايد بپذيرند كه هر چقدر هم توانا باشند، با بهره گيرى از مهارت يك ويراستار زبده به ارزش خود مى افزايند. برخى از لغزش هاى اين ترجمه چنين است: ١. در ص ٣ و همچنين در پيشگفتار (ص ١٣)، شهادت شهيد ثانى ٩٦٦ ق ضبط شده است كه صحيح آن ٩٦٥ است. [١] ٢. ج ١، ص ١٩، خطبه كتاب: اين عبارت «الحمد للّه المحمود لنعمته المعبود لقدرته المطاع فى سلطانه المرهوب لجلاله المرغوب اليه فيما عنده ...» چنين ترجمه شده است: ستايش خداى را كه براى نعمتش، ستايش و براى قدرتش، پرستش شده است؛ در سلطنت خويش، فرمانرواست. و به خاطر شكوهمندى اش از او بيم دارند، به آنچه نزد اوست رغبت شده؛ ... . «المطاع فى سلطانه، المرهوب لجلاله» نيز بايد چون جملات پيش و پس مجهول ترجمه مى شد. ٣. ج ١، ص ١٩، از خطبه كتاب: اين عبارت «الذى لابدء لأوّليته ولا غاية لأزليّته القائم قبل الأشياء والدائم الذى به قوامها ...» بدين گونه ترجمه شده است: آن كه نخستين بودنش را آغازى و ازلى بودنش را پايانى نيست. پيش از همه چيز، برجا بوده و هميشه نگهدار آنهاست. براى جمله آخر ترجمه زير پيشنهاد مى شود، چرا كه در ترجمه، معناى «الدائم» لحاظ نشده است: «... و هميشگى اى كه پايدارى همه چيز به اوست»، يا: «پاينده اى كه پايدارى همه چيز به اوست». ٤. ج ١، ص ٥٩، ح ٢٠: بخشى از حديث و ترجمه آن چنين است: قال ابن السكّيت لأبى الحسن عليه السلام : لماذا بعث اللّه موسى بن عمران عليه السلام بالعصا
[١] جمع پريشان، رضا مختارى، دفتر اول، مقاله «پژوهشى در سرگذشت شهيد ثانى»، ص ٣٩٥ ٣٩٩.[٢] تفسير نور على نور، تعليقات علامه شعرانى بر روض الجنان، ج ٢، ص ١٠١٩.[٣] سوره حجر، آيه ٢٩.[٤] ج ١، ص ٤٧٣، ح ٥٧٩.[٥] ج ١، ص ٣٢٥، ح ٣٨٣.[٦] براساس پيشنهاد دكتر سيد عبدالوهاب طالقانى در مجله ترجمان وحى، ش ١٧، مقاله «ضرورت تحولى فراگير در ترجمه قرآن كريم».