حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٩ - ١ اصالت قرآن و نفى حجيت حديث
التنازل عن صلاحية الإسلام لكلّ زمان و مكان، فبمثابة الخيانة لرسالة الإسلام الخالدة؛[١]
سنن ابو داوود، نسايى و مسلم را بر زبان آوردن و احاديث ناسازگار با قرآن آنها را تكرار كردن، يا سبب تفسير نادرستى از قرآن مىشود، يا به جهل به روح و مقصود قرآن مىانجامد و يا كوتاه آمدن از اين كه اسلام، براى هر زمان و مكانْ صلاحيت دارد، و هر يك از اينها خيانت به رسالت جاودانه اسلام است.
از ديگر كسانى كه در اين زمينه قلم زدهاند، مىتوان از نام دكتر اسماعيل ادهم، در كتاب مصادر التاريخ الإسلامى و محمّد أبو زيد الدمنهورى، در كتاب تفسير القرآن بالقرآن، ياد كرد.[٢] همچنين بايد از احمد افندى صفوت نام برد كه در سال ١٩١٧ م، طى سخنرانى خود در جمع حقوقدانان و قُضات در اسكندريه گفت:
... و بهذه المناسبة أعيد القول أن ليس لأىّ حكم لم يرد فى الكتاب حكم الفرض الواجب العمل به، و ما زاد عن الكتاب من سنّة أو إجماع حكمه الجواز إذا شاء قام به الفرد، و أن لم ير مصلحة فى ذلك فله العدول عنه؛[٣]
مناسب است كه در اينجا سخن خود را تكرار كنم: هر آنچه در قرآن نيست، خواه سنّت باشد يا اجماع، واجب الهى نيست و فرد مىتواند بدان عمل كند يا از آن، عدول نمايد.
در كتاب القرآنيون و ردّ شبهاتهم حول السنّة، ادّله صاحبان اين نظريه، به خوبى استقصا شده كه به اجمال، از آن نقل مىگردد. نويسنده، هشت دليل از آنان مىآورد:
١. قرآن، حاوى همه نيازمندىهاى انسان است و با وجود آن، نيازى به سنّت نيست.
٢. سنّت، وحى الهى نيست؛ بلكه اقوالى است كه آن را به پيامبر نسبت دادهاند.
[١]. همان، ص ١٧٧( به نقل از: ثورة الإسلام، ص ١٧)
[٢]. همان، ص ١٨٠- ١٨١
[٣]. همان، ص ١٨٣