حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٨ - ١ اصالت قرآن و نفى حجيت حديث
قرآن، از تمامى جنبهها كامل است و با تمدّن و پيشرفت سازگار. پيروانش را به بالاترين مرحله تمدّن مىرساند. اگر آن را درست تفسير كنيم، ما را بدان جا رهنمون مىشود. اگر آن را در ميان آراى مفسّرانْ مقيّد سازيم و در حصر احاديث قرار دهيم، اوضاع دگرگون مىشود. به جاى حركت به سوى تمدّن و ترقّى، به سوى سقوط و هلاكت مىرود؛ زيرا از روايات، جز مقدارى اندك، صحيح نيستند، بلكه تمامى آنها حدسيات و اوهام عالمان و سازگار با دلايل قياسى و اجماعى است. اين، همان راهى است كه فقه و شريعت مىپيمايد و از پيشرفت و ترقّى، باز مىدارد.
مصر، دومين جايگاه اين نظريه در دوره معاصر است. نخست بايد از محمّد توفيق صدقى ياد كرد. وى در مقالهاى كه در مجله المنار (١٩٠٦ م/ ١٣٢٤ ق)، با عنوان «الإسلام هو القرآن وحده» به چاپ رسيد و نيز مقاله ديگرى با همان عنوان- كه در پاسخ به نقدهاى وارده بود-، بر نفى سنّت تأكيد كرد.[١] همچنين بايد از ابوشادى احمد زكى (١٨٩٢- ١٩٥٥ م) نام برد كه در كتاب ثورة الإسلام مىنويسد:
و هذه سنن إبن ماجة و البخارى و جميع كتب الحديث والسنّة طافحة بأحاديث و أخبار لا يمكن أن يقبل صحّتها العقل و لا نرضى نسبتها إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و أغلبها يدعو إلى السخرية بالإسلام والمسلمين و بالنبى الأعظم؛[٢]
سنن ابن ماجة و بخارى و تمامى كتابهاى روايى كه از اخبار و احاديثى كه عقلْ آن را نمىپذيرد، پُر است و نمىتوان آنها را به پيامبر نسبت داد و بسيارى از آنها سبب استهزاى اسلام، مسلمانان و پيامبر بزرگ است.
و نيز مىنويسد:
و أمّا التغنى بأبى داوود والنسائى و مسلم و ترديد الأحاديث الملفقة الّتى لا تسنجم و تعاليم القرآن، و أمّا سوء تفسير آيات الكتاب العزيز و أمّا الجهل بروح القرآن، و أمّا
[١]. المنار، جلد ٩، ص ٥١٧ و ٩٠٦
[٢]. القرآنيون و شبهاتهم حول السنّة، ص ١٧٦( به نقل از: ثورة الإسلام، ص ٢٥)