حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٠ - تتميم
بعد از آن، به فرمان حق تعالى، كواكب و افلاك، عناصر اربعه را در هم سرشتند، از ازدواج و امتزاج ايشان، مواليد سهگانه پيدا شد؛ يعنى معادن و نباتات و حيوانات. بعد از آن، مجموع انسان پيدا شد و هر چه در اين عالمْ پيدا شد، همه به تأثير كواكب باشد.
به امر حق تعالى و كواكب هم بندگان اويند و روز و شبْ تسخير اويند و به فرمان او كار مىكنند».[١] مؤلّف گويد كه عقل كل- كه اوّلْ مخلوق است-، از اثر آن نُه عقل ديگر است، چنان كه از قول خواجه- رحمه اللَّه- صراحتاً ظاهر و هويدا شد و عقول عشره معروفه، عبارت از اين عقول عشره است. اوّلِ اين عقولِ عشره، عقل كلّ است و عاشر اينها فلك قمر است. و بدان كه مذهب حكما اين است كه هر چه در عالم هست، آثار اين عقول عشره است و از اين عقول عشره، صادر شده است و گفتهاند كه اين نُه افلاك را عقل و نفس هست- چنان كه گذشت- و فلك قمر را عقلِ فعّال گويند و حالْ اين كه، عقل فعّال در انسان است- چنان كه گذشت-.
و بدان كه افلاك تسعه، همه اينها از عناصر اربعه است، نسبت به خودشان و عناصر ايشان، غير اين عناصر است؛ زيرا كه چيزى به وجود نمىبايد بدون عناصر و طبايع اربعه. پس عناصر و طبايعِ علويات ديگر است و عناصر و طبايع سفليات ديگر است. بلى، عناصر سفليات، از افلاكْ پيدا شده، نه اين كه عناصر اربعه، مطلقاً از افلاكْ پيدا شده. بلى، مواليد ثلثه و عناصر سفلية مثل ساير اشيا، از افلاكْ صادر شده؛ زيرا كه عناصر اربعه- كه آتش و هوا و آب و خاك باشد-، تحت فلك اوّل است كه فلك دنيا باشد. و بدان كه مشيّت- كه ابسط اشياء است-، آن هم بدون طبايع اربعه و عناصر اربعه نيست، لكن طبايع و عناصر آن نسبت به وى است، نه مثل اين عناصر و طبايع است كه سفليات را هست.
[١]. اين كتاب، منتشر نشده است