حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٢ - تتميم
غير از خدا نيست، چنان كه فرموده: «هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ».[١] قوله: «بعد از آن، مجموع انسان پيدا شد»، اين نيز صحيح نيست؛ زيرا كه اوّل مخلوقْ انسان است كه عقل كلّى باشد كه عقل محمّدى است، بعد از آن جنّ، بعد از آن ملائكه، بعد از آن حيوان، بعد از آن نبات، بعد از آن جماد؛ پس عجب است از خواجه اين كه مىگويد:
«أوّل ما خلق اللَّه العقل» و بعد از آن مىگويد در آخر كلاماتش [/ كلماتش] كه: «بعد از آن، مجموع انسان پيدا شد». پس، از اين كلام وى چنين معلوم مىشود كه عقل كل و عقل اوّل- كه اوّل ما خلق اللَّه است-، عقل محمّدى نيست؛ بلكه چيز ديگر است و اين صحيح نيست؛ زيرا كه عقل كه اوّلْ مخلوق است، عقل محمّدى است و آن را نيز «عقل كل» گويند و «كلى» نيز گويند، چنان كه فرموده: «أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ عَقْلى»،[٢] و در حديث ديگر: «اوّل ما خلق اللَّه العقل» و در حديث ديگر فرموده: «أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ نُورُ نبيّكَ يا جابِرُ»[٣]. پس وجود انسان را بعد از وجود افلاك و عناصر و مواليد و كواكبْ ذكر كردن، صحيح نيست- چنان كه گذشت- فافهم.
السابع عشر: من معانى «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» هو أنّ اللَّه تعالى خلق العالم- أى ما سوى اللَّه- لمعرفته، ومعرفته أيضاً إنّما هى بصفاته لا بكنهه؛ لأنّ معرفته بكنهه محال، ومعرفته بصفاته فرع العلم والمعرفة بنفس صفاته تعالى. ثمّ إنّ العلم والمعرفة بصفاته أيضاً لا يمكن إلّابمشاهدتها فى محلّ ومورد، فخلق اللَّه تعالى فى آدم عليه السلام آثارَ صفاته
[١]. سوره فاطر، آيه ٣
[٢]. در اين مورد، مصادر ديگرى نيز موجود است:
اوّل ما خلق اللَّه نورى: الرواشح السماويّة، ص ٣٥؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ٩٧( به نقل از عوالى اللئالى)؛ معتقد الإمامية، ص ٧٦؛ علم اليقين، ص ٦٠٨.
اول ما خلق اللَّه روحى: تفسير القرآن الكريم، ج ٤، ص ١٣٣؛ شرح اصول كافى، ص ١٧؛ علم اليقين، ص ١٥٥؛ قرّة العيون، ص ٣٦٢.
اوّل ما خلق اللَّه عقلى: گوهر مراد، ج ١، ص ١٧٧
[٣]. بحار الأنوار، ج ١٥، ص ٢٤ و ج ٢٥، ص ٢١ و ج ٥٧، ص ١٧٠