حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٤٦ - اجازه نامه ها
اسلامىاند؛
اجازهنامهها، گزارشگر روحيات و خصلتهاى اجازه دهندگاناند؛
اجازهنامهها، مسئلههاى مورد اهتمام محدّثان را به نمايش مىگذارند؛
اجازهنامهها، حاوى بهترين اطلاعات كتابشناختى درباره كتب گذشتگاناند؛
اجازهنامهها، كتب متداول و رايج گذشته را مىنمايانند.
و ....
به سخن ديگر، اجازهها منبعى بسيار غنى براى مطالعه تاريخ حديث و تطوّرات آن به شمار مىروند. همانگونه كه فرهنگ عمومى جوامع انسانى را نمىتوان از كتابهاى خاصّى درآورد- بلكه بايد به شعرها، مَثَلها، لباسها، بازىها، حرفهها، محاورات و ... رو كرد-، به همان سان، فرهنگ عمومىِ حديثنگارى و حديثپژوهى را نيز نمىتوان از كتب حديث و درايه فرا گرفت؛ بلكه بايد به همه كتابهاى شرح حديث، ترجمهها، لغتنامههاى حديثى و مهمتر از همه، اجازهنامهها مراجعه كرد.
طُرفه اين كه نگاه امروزه به اجازات- آنچنان كه در ميان اهل اين فنْ رايج است-، از زاويه فرهنگ عمومى حديث است، نه از زاويه تصحيح روايات و حفظ اسناد.
برخى نويسندگان، به درستى، فوايد اجازهنامهها را برشمرده و گفتهاند:
١. اعتماد و اطمينان بيشتر، به گفتهها و نوشتههاى شخص مجاز؛
٢. دستيابى به شرح احوال و تاريخ زندگى و زندگىنامه علمى دانشمندان و شناخت نام، نشان، كنيه، لقب و نسب آنان و اطلاع يافتن بر طبقات، مشايخ، شاگردان و آثار ايشان كه از جهت تميز افراد از يكديگر، تشخيص اقوال و افعال هريك از آنان و بررسى اسناد روايات، سودمند و مؤثّر است؛
٣. آگاهى يافتن از انديشهها، گرايشها و كارهاى فردى و اجتماعى دانشوران؛ چون قسمتى از اجازات، متضمّن گواهىها و اظهار نظرهاى مشايخ، نسبت به شاگردان و