حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٤٥ - اجازه نامه ها
اجازهنامهها[١]
اجازهنامهها، بخشى از ميراث حديثى مسلمانان به شمار مىروند كه در سدههاى نخست هجرى، نقش مهمّى در انتقال نسل به نسل احاديثْ ايفا مىنمودند. بعدها با تدوين و نشر مجامع حديثى، اجازه، بيشتر جنبه تشريفى يافت و با گسترش كتابت و پيدايش صنعت چاپ، امروزه بسيار كمرنگ شده، رو به زوال است.
ترديدى نيست كه اجازهنويسى، امروزه، نقشى در اعتبار سند ندارد؛ زيرا غالب احاديث، گرد آمده و به گونههاى مختلف، ثبت شدهاند. ليك اين امر، برخى از اهل فضل را به اشتباه درافكنده و گمان بردهاند كه نبايد به نگهدارى و مطالعه اجازهنامهها و كتب اجازاتْ پرداخت و نقد عمر و مال را بايد صرف ديگر شاخههاى علوم حديث كرد.
به گمان ما اين اشتباه، از آن جا نشئت گرفته كه امروزه (نوعاً) از اجازهنامه، همان فايده و اثر ديروز آن را انتظار مىكشيم و با اين نگاه، حقْ همان است. در حالى كه مىتوان (و بلكه بايد) به اجازهنامه، به عنوان گنجينهاى ارزشمند، در حوزه فرهنگ اسلامى و فرهنگ حديثى نگريست.
اجازهنامهها، كشكولى از تاريخ، ادبيات، حديث و فرهنگ عمومى جوامع
[١]*. اين مقاله، پيش از اين، در ميراث حديث شيعه( دفتر سوم) منتشر شده است